شاد باشد هر که سوی داوران تنها رود (ص ۷۲)

(تک باشینا قاضی یانینا گئدن شاد قاییدار)

 

در خواندم ز بام و برون راندم ز در (ص ۱۳۱)

(دامدان چاغیریب قاپی دان قووار)

 

چنین نوروز بگذاری هزاران (ص۲۳۸)

(مین بئله بایراملار گؤره ­سن)

[در حالیکه در فارسی «صد سال به این سالها» می­گویند]

 

به خرمی بگذاری هزار عید چنین (ص ۲۹۵)

(شنلیکله مین بئله بایراملار کئچیره­سن)

 

بود همیشه گذرگاه حبل بر چنبر (ص۲۷۷)

(ایپ گلیب همیشه دوغاناقدان کئچر)

 

هم به چنبر گذرد گرچه دراز است رسن (ص ۲۸۹)

(ایپ نه قَدَر اوزون اولسادا یئنه ده گلیب دوغاناقدان کئچه­ جکدیر…)

 

ضرب­ المثلهایی این چنینی در دیوان قطران بسیارند. از طرف دیگر, در دیوان قطران مصراع­هایی است که اگر کسی زبان ترکی را نداند و طرز تفکر در زبان و فرهنگ ترکی برایش ناآشنا باشد, فهمیدن و دریافتن مفهوم ابیات قطران برایش بسیار دشوار خواهد بود.

به عنوان مثال:

چو من سوی هوا پویم شود پایم به سان پر (ص ۱۷۳)

(من هاوایا یوکسلسم آیاغیم قاناد آچار)

در این مصرع مفهوم «آیاغیم قاناد اولار» [پایم مثل پر می­شود] در فارسی کاربردی ندارد و مخصوص زبان ترکی است. در زبان فارسی برای تفهیم چنین تفکری از جمله «مثل مرغ پر در می­آورم» استفاده می­شود .