شعر ترکی جنگ اسرائیل علیه ایران

#شعر به زبان #ترکی برای #جنگ_تحمیلی

اسرائیل علیه ایران اسلامی

شعر ترکی:

(۱)
قارا گونلر گلیب، ائل یاندی، اوجاق سؤندو
تهران یاندی، اوره‌ک قان اولدو، گؤز یاشی تؤکدو

(۲)
فرمانده‌لر شهید، قادینلار، اوشاقلار، عالملر
ظالیم الینده، ایتدی حیات، سؤندو شمع‌لر

(۳)
سس و سیمامیز یاندی، خبرچیلر قان اولدو
حاق سسی بوغولدو، ظولم دونیاسی دولدو

(۴)
اسرائیل محکومدور، بو قانلی ال لرینه
لعنت او یاغی‌نین، پیس عمللرینه

(۵)
ایران جواب وئره‌جک، ظالیمه قهرمانلیقلا
سپاه و ارتش، یئنه اویانار بیرلیکله

(۶)
اف ۳۵ دوشدو یئره، ایرانین قهرمان الیله
انتقام آلاجاییق، بو ظولمونن بیز دیله

(۷)
قوی ظالیم بیلسین کی، ایران ییخیلماز
حاق سسی همشه اوجالار، ظولم ده قالماز

(۸)
آمریکا آرا گیریدی، آتش‌کس اعلان اولدو
ایران ظفر چالدی، ظولم دونیادان سیلیندی

(۹)
وطن اوچون جان وئردیک، غیرت بیزیم شانیمیز
بو یولدا شهید اولماق، بیزیم قهرمانلیغیمیز

(۱۰)
مجیدین آرزوسی، ظالیم نابود اولسون
منجی عالم گلسین، دونیا عدالتله دولسون


ترجمه

ترجمه فارسی:

(۱)
روزهای سیاه آمد، ایل سوخت، اجاق خاموش شد
تهران سوخت، دل خون شد، اشک از چشم جاری شد

(۲)
فرماندهان شهید، زنان، کودکان، عالمان
در دست ظالم، زندگی نابود شد، شمع‌ها خاموش شد

(۳)
صدا و سیمای ما سوخت، خبرنگاران خونین شدند
صدای حق خفه شد، دنیای ظلم پر شد

(۴)
اسرائیل محکوم است، به خاطر دست‌های خونینش
لعنت بر آن یاغی، به خاطر اعمال بدش

(۵)
ایران جواب خواهد داد، به ظالم با قهرمانی
سپاه و ارتش، دوباره بیدار می‌شوند با اتحاد

(۶)
اف۳۵ به زمین افتاد، با دستان قهرمان ایران
انتقام خواهیم گرفت، از این ظلم به زبان

(۷)
بگذار ظالم بداند که، ایران هرگز سقوط نمی‌کند
صدای حق همیشه بلند است، ظلم باقی نمی‌ماند

(۸)
آمریکا میانجی‌گری کرد، آتش‌بس اعلام شد
ایران پیروز شد، ظلم از دنیا محو شد

(۹)
برای وطن جان دادیم، غیرت نشان ماست
شهید شدن در این راه، قهرمانی ماست

(۱۰)

آرزوی مجید این است، که ظالم نابود شود
منجی عالم بیاید، دنیا با عدالت پر شود

تجاوز و جنگ اسرائیل علیه ایران

#شعر به زبان #ترکی برای #حوادث_اخیر

شعر ترکی:

(۱)
قارا گونلر گلیب، ائل یاندی، اوجاق سؤندو
تهران یاندی، اوره‌ک قان اولدو، گؤز یاشی تؤکدو

(۲)
فرمانده‌لر شهید، قادینلار، اوشاقلار، عالملر
ظالیم الینده، ایتدی حیات، سؤندو شمع‌لر

(۳)
سس و سیمامیز یاندی، خبرچیلر قان اولدو
حاق سسی بوغولدو، ظولم دونیاسی دولدو

(۴)
اسرائیل محکومدور، بو قانلی ال لرینه
لعنت او یاغی‌نین، پیس عمللرینه

(۵)
ایران جواب وئره‌جک، ظالیمه قهرمانلیقلا
سپاه و ارتش، یئنه اویانار بیرلیکله

(۶)
اف ۳۵ دوشدو یئره، ایرانین قهرمان الیله
انتقام آلاجاییق، بو ظولمونن بیز دیله

(۷)
قوی ظالیم بیلسین کی، ایران ییخیلماز
حاق سسی همشه اوجالار، ظولم ده قالماز

(۸)
آمریکا آرا گیریدی، آتش‌کس اعلان اولدو
ایران ظفر چالدی، ظولم دونیادان سیلیندی

(۹)
وطن اوچون جان وئردیک، غیرت بیزیم شانیمیز
بو یولدا شهید اولماق، بیزیم قهرمانلیغیمیز

(۱۰)
مجیدین آرزوسی، ظالیم نابود اولسون
منجی عالم گلسین، دونیا عدالتله دولسون


#مجید

شعر سایه ابر

متن اصلی شعر
#شاعر_مجید

سایه ابر بر سر کوه و دامن افتاد

روز کوه را چو شب تار و سیاه افتاد

این سیاهی موجب اشک و ناله

غرید و بارید و سیل و گل افتاد

شعر به ترکی آذربایجانی

Bulud kölgəsi dağa, ətəyə düşdü,

Dağın günü, gecə kimi qara, tünd düşdü.

Bu qaranlıq göz yaşlarına, fəryada səbəb oldu,

Guruldadı, yağdı, selə, palçığa düşdü.

*****

Bulud kölgəsi dağa, ətəyə düşdü:
سایه ابر بر سر کوه و دامن افتاد

Dağın günü, gecə kimi qara, tünd düşdü:
روز کوه را چو شب تار و سیاه افتاد
(“روز کوه مثل شب تاریک و تیره شد”)

Bu qaranlıq göz yaşlarına, fəryada səbəb oldu:
این سیاهی موجب اشک و ناله


Guruldadı, yağdı, selə, palçığa düşdü:
غرید و بارید و سیل و گل افتاد

#شعر
#آذری #ترجمه #فارسی #ترکی #تورکی
#آذربایجانی
#مجید

#شاعر_مجید

چهار کلمه کونول اوره ک باغیر و گویول

تفاوت بین کلمات "کؤنول" (Konul)، "اوره ک" rək) و "باغیر" (Bağır) در ترکی آذربایجانی

و گویول نیز به نعنادی دل و خواسته می باش

* اوره ک rək): این کلمه معادل دقیق کلمه "قلب" در فارسی است. به معنای عضو فیزیکی پمپاژ خون در بدن و همچنین به معنای "دل" به عنوان مرکز احساسات و عواطف به کار می‌رود. این رایج‌ترین و عمومی‌ترین کلمه برای اشاره به قلب است.

* مثال: "اوره ییم آغرییر" rəyim ağrıyır) = قلبم درد می‌کند / دلم درد می‌کند.
* مثال: "اوره کدن سئویرم" (rəkdən sevirəm) = از ته قلب دوست دارم.

* کؤنول konul): این کلمه بیشتر بار معنایی "دل"، "روح"، "احساسات درونی" و "تمایلات" دارد. کؤنول بیشتر به جنبه‌های معنوی و احساسی قلب اشاره دارد تا جنبه فیزیکی آن. گاهی اوقات با "میل"، "هوس" یا "خواست" نیز مرتبط است.

* مثال: "کؤنلوم ایسته‌ییر" = دلم می‌خواهد / میل دارم.
* مثال: "کؤنلوم سنه باغلی‌دیر" = دلم به تو وابسته است / روحم به تو پیوند خورده است.
* به طور کلی، "کؤنول" بیشتر در شعر و ادبیات استفاده می‌شود و بار عاطفی بیشتری دارد.

* باغیر (Bağır): این کلمه به معنای "جگر" است. اما در ترکی آذربایجانی، "باغیر" نیز به عنوان نمادی از احساسات قوی، مانند غم و اندوه عمیق، عشق شدید، یا دلسوزی به کار می‌رود.

* مثال: "باغریم یاندی" (Bağrım yandı) = جگرم سوخت (کنایه از غم و اندوه شدید).
* مثال: "باغریم قان اولدو" (Bağrım qan oldu) = جگرم خون شد (کنایه از شدت غم و ناراحتی).
* "باغیر" معمولاً برای بیان احساسات بسیار قوی و عمیق استفاده می‌شود و بیشتر در موقعیت‌هایی که درد و رنج زیادی وجود دارد.

خلاصه:

* اوره ک: قلب (فیزیکی و احساسی)، دل (عمومی‌ترین کلمه)
* کؤنول: دل، روح، احساسات درونی، تمایلات (بیشتر جنبه معنوی و ادبی)
* باغیر: جگر (نماد احساسات قوی، غم و اندوه عمیق، عشق شدید)

به طور خلاصه، "#اوره ک" کلمه‌ای عمومی برای قلب است، "#کؤنول" بیشتر به جنبه‌های احساسی و معنوی دل اشاره دارد، و "#باغیر" نمادی از احساسات بسیار قوی و عمیق است.
#گویول هم مترادف این کلمات است

گؤیول  کؤنول اوره_ک باغیر

در ترکی آذربایجانی، هم "کؤنول" (Könül) و هم "گؤیول" (Göyül) به معنی "دل" هستند، اما تفاوت‌های ظریفی در کاربرد و معنای ضمنی آن‌ها وجود دارد. در اینجا تفاوت‌ها و مثال‌هایی برای هر کدام گفتم
البته مترادف #اورک #اوره و #اوره_ک
#باغیر هستند

۱. #کؤنول (#Könül#):

* معنای اصلی: دل، قلب، احساسات، عواطف
* کاربرد: بیشتر برای اشاره به احساسات عمیق، عشق، محبت، دلبستگی، آرزوها و خواسته‌های قلبی استفاده می‌شود. همچنین می‌تواند به معنای "حوصله"، "میل" و "اشتیاق" نیز به کار رود.
* بار عاطفی: کؤنول معمولاً بار عاطفی قوی‌تری دارد و به احساسات شخصی و درونی مرتبط است.

مثال‌ها:

* کؤنلوم سنی ایسته‌ییر (Könlüm səni istəyir): دلم تو را می‌خواهد (یعنی عاشق تو هستم).
* کؤنلومده بیر آرزو وار (Könlümdə bir arzu var): در دلم یک آرزو هست.
* کؤنلومده حسرت یاتیر (Könlümdə həsrət yatır): در دلم حسرت خفته است.
* کؤنلومدن گلمیر (Könlümdən gəlmir): از ته دلم نمی‌آید (یعنی میل و رغبتی ندارم).
* او منیم کؤنلومو اوغورلادی (O mənim könlümü oğurladı): او دل من را ربود (یعنی عاشقش شدم).

۲. #گؤیول (#Göyül#):

* معنای اصلی: دل، قلب، باطن، ضمیر
* کاربرد: بیشتر برای اشاره به جنبه‌های عقلانی و ارادی دل، مانند تصمیم‌گیری، تفکر، اراده، و نیات استفاده می‌شود. همچنین می‌تواند به معنای "روحیه"، "حالت روحی" و "خاطر" نیز به کار رود.
* بار عاطفی: گؤیول نسبت به کؤنول بار عاطفی کمتری دارد و بیشتر به جنبه‌های ذهنی و روانی مرتبط است.

مثال‌ها:

* گؤیول وئرمک (Göyül vermək): دل دادن، موافقت کردن (یعنی با میل و اراده‌ی خود قبول کردن).
* گؤیول خوش اولسون (Göyül xoş olsun): دل خوش باشد، خاطرت جمع باشد.
* گؤیولدن ایشله‌مک (Göyüldən işləmək): با دل و جان کار کردن (یعنی با اراده و انگیزه).
* گؤیولدن ایسته‌مک (Göyüldən istəmək): از صمیم قلب خواستن (یعنی با اراده‌ی راسخ).
* گؤیول آچماق (Göyül açmaq): درد دل کردن، سفره‌ی دل را باز کردن (یعنی بیان کردن افکار و نیات درونی).

به طور خلاصه:

* کؤنول: بیشتر برای احساسات عمیق و عواطف عاشقانه و شخصی.
* گؤیول: بیشتر برای اراده، تصمیم‌گیری، افکار و نیات ذهنی و روانی.

البته مترادف #اورک #اوره و #اوره_ک
#باغیر هم قبلا توضیح دادم
البته این تفاوت‌ها مطلق نیستند و در برخی موارد ممکن است این دو کلمه به جای یکدیگر نیز استفاده شوند، اما درک این تفاوت‌های ظریف می‌تواند به شما کمک کند تا معنای دقیق‌تری را درک کنید و از این کلمات به درستی استفاده کنید.

بال چکیلر چیچکدن
سوزوب تؤکر پتکدن
گؤیول سئور گؤز باخار
سئوگی گلر اورکدن ،،،،،

✍ثریابخشی آیلار



#متن
#کلمه
#اصطلاح
#

گؤیول یعنی دل خواسته

بال چکیلر چیچکدن
*بال: عسل*
*چکیلر: کشیده می‌شود، گرفته می‌شود*
*چیچکدن: از گل*
*ترجمه:* عسل از گل گرفته می‌شود

سوزوب تؤکر پتکدن
*#سوزوب: صاف کرده، پالوده کرده*
*تؤکر: می‌ریزد*
*#پتکدن: از شانه‌ عسل، #کندو*
*ترجمه:* صاف کرده از کندو می‌ریزد

گؤیول سئور گؤز باخار
*#گؤیول: دل، قلب*
*سئور: دوست دارد*
*گؤز: چشم*
*باخار: نگاه می‌کند*
*ترجمه:* دل دوست دارد، چشم نگاه می‌کند

سئوگی گلر اورکدن
*سئوگی: عشق، محبت*
*گلر: می‌آید*
*اورکدن: از قلب*
*ترجمه:* عشق از قلب می‌آید

ترجمه عبارتی هر بیت :

بال چکیلر چیچکدن
*عسل از گل گرفته می‌شود*

#سوزوب تؤکر پتکدن
*صاف کرده از کندو می‌ریزد*

گؤیول سئور گؤز باخار
*دل دوست دارد، چشم نگاه می‌کند*

سئوگی گلر اورکدن
*عشق از قلب می‌آید*

"هروقتیز خیرلی عزیز دوستلار🌺" "وقت‌تان بخیر دوستان عزیز"


دییرلی سوز

دئیرلی سوز

قوجالدیق
قائیت عومور قائیت بیره یاشیاخ...

#ترجمه ترکی آذربایجانی به فارسی

"حرف ارزشمند
پیر شدیم

برگرد ای عمر، برگرد یک بار زندگی کنیم..."

شعر نزار قبانی

شعر نزار قبانی

اگر سنین له منیم آرامداکی صحبت بیتسه ،
علاقه یول لاری کسیلسه ،
و آیریلیب یاد اولساق دا ،
یئنی دن من له تانیش اول

نزار_قبانی

#ترجمه شعر به فارسی

ترجمه شعر نزار قبانی از ترکی آذری به فارسی

* اگر سنین له منیم آرامداکی صحبت بیتسه،: اگر بین من و تو صحبت تمام شود،
* اگر: اگر
* سنین له: با تو
* منیم: من
* آرامداکی: بین
* صحبت: صحبت
* بیتسه: تمام شود
* علاقه یول لاری کسیلسه،: راه‌های علاقه قطع شود،
* علاقه: علاقه
* یول لاری: راه‌ها
* کسیلسه: قطع شود
* و آیریلیب یاد اولساق دا،: و جدا شده و غریبه شویم اگر چه،
* و: و
* آیریلیب: جدا شده
* یاد: غریبه
* اولساق دا: شویم اگر چه
* یئنی دن من له تانیش اول: دوباره با من آشنا شو
* یئنی دن: دوباره
* من له: با من
* تانیش: آشنا
* اول: شو

ترجمه روان:

"اگر صحبت بین من و تو تمام شد،
اگر راه‌های علاقه قطع شد،
و اگرچه از هم جدا شدیم و غریبه شدیم،
دوباره با من آشنا شو."

شعر


ساقیا آچ مجلس میخانه نے یاریم گلیر

اودلانیر قلبیم محبت دن او دیلداریم گلیر

یولارا گول سپ نابات پایلا کے یاریم یلدادیر

یاخشے بیر گونده محبتلے او میرواریم گلیر

حیف اولا مست حالتینده ایستیرم بیر شعر یازام

اللریم دومور قلم مستانه رفتاریم گلیر

چال آشیق میخانه ده تا مے ایچن لر اویناسین

سن اوزونده اویناسان اوینا دمه آریم گلیر

بوشلا آغیارلے قورتار میخانه ده شعر یازماغے

سسله اے ساقے یوباتما مے گتیر یاریم گلیر
مندن سونرا ،
کیمه نه قدر "جانیم " دیئر سن؟

او قدر جانین یانسین! . . .


ترجمهٔ شعر:

* ساقیا آچ مجلس میخانه نی یاریم گلیر:
* ساقی: ای ساقی
* آچ: باز کن
* مجلس: مجلس
* میخانه نی: میخانه را
* یاریم: یارم، معشوقم
* گلیر: می‌آید
* *ترجمه روان:* ای ساقی، مجلس میخانه را باز کن، یارم دارد می‌آید.

* اودلانیر قلبیم محبت دن او دیلداریم گلیر:
* اودلانیر: شعله‌ور می‌شود
* قلبیم: قلبم
* محبت دن: از محبت
* او: آن
* دیلداریم: دلدارم
* گلیر: می‌آید
* *ترجمه روان:* قلبم از محبت شعله‌ور می‌شود، آن دلدارم دارد می‌آید.

* یولارا گول سپ نابات پایلا کے یاریم یلدادیر:
* یولارا: به راه‌ها
* گول سپ: گل بپاش
* نبات پایلا: نبات پخش کن
* که: که (زیرا)
* یاریم: یارم
* یلدادیر: یلداست (مانند شب یلدا مبارک است)
* *ترجمه روان:* به راه‌ها گل بپاش و نبات پخش کن، زیرا یارم یلداست (آمدنش مبارک است).

* یاخشے بیر گونده محبتلے او میرواریم گلیر:
* یاخشے: خوب
* بیر گونده: در یک روز
* محبتلے: با محبت
* او: آن
* میرواریم: مرواریدم (دُرّ گرانبهایم)
* گلیر: می‌آید
* *ترجمه روان:* در یک روز خوب، با محبت، آن مرواریدم دارد می‌آید.

* حیف اولا مست حالتینده ایستیرم بیر شعر یازام:
* حیف اولا: حیف که
* مست حالتینده: در حالت مستی
* ایستیرم: می‌خواهم
* بیر شعر: یک شعر
* یازام: بنویسم
* *ترجمه روان:* حیف که در حالت مستی می‌خواهم یک شعر بنویسم.

* اللریم دومور قلم مستانه رفتاریم گلیر:
* اللریم: دست‌هایم
* دومور: گره می‌خورد، درست کار نمی‌کند
* قلم: قلم
* مستانه: مستانه، سرمستانه
* رفتاریم: رفتارم
* گلیر: می‌آید (شروع می‌شود)
* *ترجمه روان:* دست‌هایم گره می‌خورد، قلم و رفتار مستانه‌ام دارد می‌آید.

* چال آشیق میخانه ده تا مے ایچن لر اویناسین:
* چال: بزن
* آشیق: عاشیق ( نوازنده موسیقی محلی)
* میخانه ده: در میخانه
* تا: تا (که)
* مے ایچن لر: می نوشندگان
* اویناسین: برقصند
* *ترجمه روان:* در میخانه عاشیق بزن تا می نوشندگان برقصند.

* سن اوزونده اویناسان اوینا دمه آریم گلیر:
* سن: تو
* اوزونده: خودت هم
* اویناسان: برقصی
* اوینا: برقص
* دمه: نگو
* آریم: عارم، خجالتم
* گلیر: می‌آید
* *ترجمه روان:* تو هم خودت برقص، برقص و نگو خجالت می‌کشم.

* بوشلا آغیارلے قورتار میخانه ده شعر یازماغے:
* بوشلا: رها کن
* آغیارلے: با اغیار (رقبا، نامحرمان)
* قورتار: تمام کن
* میخانه ده: در میخانه
* شعر یازماغے: شعر نوشتن را
* *ترجمه روان:* رها کن اغیار را، شعر نوشتن در میخانه را تمام کن.

* سسله اے ساقے یوباتما مے گتیر یاریم گلیر:
* سسله: صدا بزن
* اے ساقے: ای ساقی
* یوباتما: معطل نکن
* مے گتیر: می بیاور
* یاریم: یارم
* گلیر: می‌آید
* *ترجمه روان:* ای ساقی، صدا بزن، معطل نکن، می بیاور، یارم دارد می‌آید.

ترجمه جمله آخر:

* مندن سونرا ، کیمه نه قدر "جانیم " دیئر سن؟ او قدر جانین یانسین! . . .


* مندن: از من
* سونرا: بعد
* کیمه: به چه کسی
* نه قدر: چه مقدار
* جانیم: جانم
* دیئر سن: می گویی
* او قدر: آنقدر
* جانین: جانت
* یانسین: بسوزد
* ترجمه روان: بعد از من، به چه کسی چقدر "جانم" می گویی؟ آنقدر جانت بسوزد!

شعر تورکی نوحه/ شب ۱۹ رمضان

شعر تورکی نوحه/ شب ۱۹ رمضان

دوشوبدی لرزیه سُکّان نُه سما بو گئجه
قیلیجلانوبدی نماز اوسته مرتضی' بو گئجه

نماز آخره شیر خدا ائدنده قیام
آچوبلا باشلارینی فوج انبیاء بو گئجه

رکوعه ایلدی اقدام او راکع و ساجد
بیر اوزگه حالیله سسلردی رَبَّنا بو گئجه

گیدنده سجدیه گویا دییردی گویده مَلَک
قالیدی سجده ده یارب شهِ ولا بو گئجه

قوتاردی سجده نی باش قوزیاندا میر امم
گلوبدی نالیه معناده مصطفی بو گئجه

دییردی شوقیله "فُزتُ بِرَبِّ الکعبه"
علی مرامینه نائل اولوب خدا، بو گئجه

ترجمه فارسی شعر نوحه ترکی برای شب نوزدهم رمضان آورده شده است.

به صورت کلمه به کلمه و عبارتی:

**دوشوبدی لرزیه سُکّان نُه سما بو گئجه**

* دوشوبدی: افتاده است، رسیده است
* لرزیه: به لرزه
* سُکّان: سکان، سکنه، ساکنان
* نُه سما: نه آسمان (اشاره به کل آسمان‌ها)
* بو گئجه: این شب

*ترجمه عبارتی:* در این شب، ساکنان نه آسمان به لرزه افتاده‌اند.

**قیلیجلانوبدی نماز اوسته مرتضی' بو گئجه**

* قیلیجلانوبدی: شمشیر خورده است، ضربت خورده است با شمشیر
* نماز اوسته: در حال نماز، هنگام نماز
* مرتضی: لقب حضرت علی (ع)
* بو گئجه: این شب

*ترجمه عبارتی:* در این شب، مرتضی (علی (ع)) در حال نماز شمشیر خورده است.

**نماز آخره شیر خدا ائدنده قیام**

* نماز آخره: برای نماز آخر
* شیر خدا: شیر خدا (لقب حضرت علی (ع))
* ائدنده قیام: وقتی که قیام می‌کرد، به پا می‌خاست

*ترجمه عبارتی:* هنگامی که شیر خدا برای آخرین نماز به پا می‌خواست...

**آچوبلا باشلارینی فوج انبیاء بو گئجه**

* آچوبلا باشلارینی: سرهای خود را باز کرده‌اند (کنایه از عزاداری و ماتم)
* فوج انبیاء: گروه انبیاء، دسته انبیاء
* بو گئجه: این شب

*ترجمه عبارتی:* در این شب، گروه انبیاء سرهای خود را (به نشانه عزا) باز کرده‌اند.

**رکوعه ایلدی اقدام او راکع و ساجد**

* رکوعه: به رکوع
* ایلدی اقدام: اقدام کرد، رفت
* او راکع و ساجد: آن رکوع کننده و سجده کننده (اشاره به حضرت علی (ع))

*ترجمه عبارتی:* آن رکوع کننده و سجده کننده (علی (ع)) به رکوع رفت.

**بیر اوزگه حالیله سسلردی رَبَّنا بو گئجه**

* بیر اوزگه حالیله: با حالی دیگر، با حالتی متفاوت
* سسلردی: صدا می‌زد، می‌خواند
* رَبَّنا: پروردگارا (خطاب به خدا)
* بو گئجه: این شب

*ترجمه عبارتی:* در این شب، او با حالتی دیگر، پروردگار خود را صدا می‌زد.

**گیدنده سجدیه گویا دییردی گویده مَلَک**

* گیدنده سجدیه: هنگام رفتن به سجده
* گویا: انگار، گویی
* دییردی: می‌گفت
* گویده مَلَک: فرشته در آسمان

*ترجمه عبارتی:* انگار فرشته در آسمان، هنگام رفتن به سجده می‌گفت:

**قالیدی سجده ده یارب شهِ ولا بو گئجه**

* قالیدی سجده ده: در سجده می‌ماند
* یارب: ای پروردگار
* شهِ ولا: شاه ولایت (اشاره به حضرت علی (ع))
* بو گئجه: این شب

*ترجمه عبارتی:* ای پروردگار، کاش شاه ولایت در این شب در سجده می‌ماند.

**قوتاردی سجده نی باش قوزیاندا میر امم**

* قوتاردی سجده نی: سجده را تمام کرد
* باش قوزیاندا: هنگام بلند کردن سر
* میر امم: امیر امت (اشاره به حضرت علی (ع))

*ترجمه عبارتی:* هنگامی که امیر امت سجده را تمام کرد و سر بلند کرد...

**گلوبدی نالیه معناده مصطفی بو گئجه**

* گلوبدی نالیه: به ناله آمده است
* معناده: در عالم معنا، به صورت معنوی
* مصطفی: حضرت محمد (ص)
* بو گئجه: این شب

*ترجمه عبارتی:* در این شب، مصطفی (حضرت محمد (ص)) در عالم معنا به ناله آمده است.

**دییردی شوقیله "فُزتُ بِرَبِّ الکعبه"**

* دییردی شوقیله: با شوق می‌گفت
* "فُزتُ بِرَبِّ الکعبه": به خدای کعبه سوگند که رستگار شدم (جمله معروف حضرت علی (ع) پس از ضربت خوردن)

*ترجمه عبارتی:* با شوق می‌گفت: "به خدای کعبه سوگند که رستگار شدم!"

**علی مرامینه نائل اولوب خدا، بو گئجه**

* علی مرامینه: به مرام علی، به آرزوی علی
* نائل اولوب خدا: خدا نائل شد، خدا رساند
* بو گئجه: این شب

*ترجمه عبارتی:* در این شب، خداوند علی را به مرام و آرزویش رساند.

بو دوشلرده قوزیلاری یایاردیخ

۱۰۵


(۲۸)

بو دوشلرده قوزیلاری یایاردیخ
Bu döşlərdə quzuları yayardıq

آخماسونلار اولدوز تکین سایاردیخ
Axmasınlar ulduz tacın sayardıq

قوش قوانی چکوب داشا دایاردیخ
Quşkovanı çəkib daşa dayardıq

قوش قوان دا ایله بیل که قاباندی
Quşkovanda eylə bil ki qabandır

قورد اوزاقدان دیر بس که چوباندی

Qut uzaqdan diyər bəski çobandı


#آذری
#شهریار
#حیدربابا. ۱۰۵

قوش قوانی چکوب داشا دایاردیخ Quşkovanı çəkib daşa dayardıq  مترسک را به سنگ تکیه می دادیم


قوش قوانی چکوب داشا دایاردیخ
Quşkovanı çəkib daşa dayardıq

مترسک را به سنگ تکیه می دادیم

قوش قوانی چکوب داشا دایاردیخ

قوش قوان دا ایله بیل که قاباندی
Quşkovanda eylə bil ki qabandır

مترسک هم انگار (تو گویی) گراز نر است

مثل این بود که گراز نر است.

قورد اوزاقدان دیر بس که چوباندی

Qut uzaqdan diyər bəski çobandı

گرگ از جای دور می گوید و فکر می کند چوپان است

قوش قوان یعنی مترسک


قوش قوانی چکوب داشا دایاردیخ
Quşkovanı çəkib daşa dayardıq

مترسک را به سنگ تکیه می دادیم

قوش قوانی چکوب داشا دایاردیخ

قوش قوان دا ایله بیل که قاباندی
Quşkovanda eylə bil ki qabandır

مترسک هم انگار (تو گویی) گراز نر است

مثل این بود که گراز نر است

سحردن آختاریب گزیرم، آمما


سحردن آختاریب گزیرم، آمما،
هئچ یئردن عطرینی آلا بیلمیرم.
من سنین سئوگینی هارا قویموشام،
هئچ جوره یادیما سالا بیلمیرم.

فیکریم داغیلیب‌دی آخیر زامانلار،
سانکی گؤزه گلیب یادداشیم، هوشوم.
یقین، کئچن هفته بیلر یئرینی،
یا دا کئچن آیدان سنی سوروشوم.

بلکه، یوللار اولدو منی چاشدیران؟
قاطار اوغورلادی ایتن سئوگیمی،
تله‌سیک دوشه‌نده، کوپه‌ده قویدوم
اوخونوب قوتارمیش بیر کیتاب کیمی ؟

من سنی، گؤره‌سن، هاردا اونوتدوم؟
یاغیشدا ایتیردیم، قاردا اونوتدوم؟
نسه، حیاتی دا... من بو یاشیما،
کیملردن، نه‌لردن دویوب گلمیشم.
تکجه سنی دئییل، من اؤزومو ده،
سنلی گونلریمده قویوب گلمیشم...

✍ ایلقار فهمی

ترجمه شعر ایلقار فهمی به فارسی #ترجمه
#شعر
#ترکی

سحردن آختاریب گزیرم، آمما،
* سحردن: از سحر (صبح)
* آختاریب: جستجو کرده
* گزیرم: می‌گردم
* آمما: اما
* ترجمه: از صبح جستجو می‌کنم و می‌گردم، اما

هئچ یئردن عطرینی آلا بیلمیرم.
* هئچ یئردن: از هیچ جا
* عطرینی: عطرش را
* آلا بیلمیرم: نمی‌توانم بگیرم (پیدا کنم)
* ترجمه: از هیچ جا نمی‌توانم عطرش را پیدا کنم.

من سنین سئوگینی هارا قویموشام،
* من: من
* سنین: تو
* سئوگینی: عشقت را
* هارا: کجا
* قویموشام: گذاشته‌ام
* ترجمه: من عشق تو را کجا گذاشته‌ام،

هئچ جوره یادیما سالا بیلمیرم.
* هئچ جوره: هیچ جوره
* یادیما: به یادم
* سالا بیلمیرم: نمی‌توانم بیاورم
* ترجمه: هیچ جوره نمی‌توانم به یاد بیاورم.

فیکریم داغیلیب‌دی آخیر زامانلار،
* فیکریم: فکرم
* داغیلیب‌دی: پراکنده شده است
* آخیر زامانلار: این اواخر، اخیراً
* ترجمه: فکرم این اواخر پراکنده شده است،

سانکی گؤزه گلیب یادداشیم، هوشوم.
* سانکی: انگار
* گؤزه گلیب: چشم خورده است (چشم زخم خورده است)
* یادداشیم: حافظه‌ام
* هوشوم: هوشم
* ترجمه: انگار حافظه و هوشم چشم خورده است.

یقین، کئچن هفته بیلر یئرینی،
* یقین: یقیناً، حتماً
* کئچن هفته: هفته گذشته
* بیلر: می‌داند
* یئرینی: جایش را
* ترجمه: یقیناً هفته گذشته جایش را می‌داند،

یا دا کئچن آیدان سنی سوروشوم.
* یا دا: یا اینکه
* کئچن آیدان: از ماه گذشته
* سنی: تو را
* سوروشوم: بپرسم
* ترجمه: یا اینکه از ماه گذشته تو را بپرسم.

بلکه، یوللار اولدو منی چاشدیران؟
* بلکه: شاید
* یوللار: راه‌ها
* اولدو: شد (بود)
* منی: من را
* چاشدیران: گمراه کننده
* ترجمه: شاید راه‌ها من را گمراه کردند؟

قاطار اوغورلادی ایتن سئوگیمی،
* قاطار: قطار
* اوغورلادی: دزدید
* ایتن: گم شده
* سئوگیمی: عشقم را
* ترجمه: قطار عشق گمشده‌ام را دزدید،

تله‌سیک دوشه‌نده، کوپه‌ده قویدوم
* تله‌سیک دوشه‌نده: وقتی با عجله پیاده می‌شدم
* کوپه‌ده: در کوپه
* قویدوم: گذاشتم
* ترجمه: وقتی با عجله پیاده می‌شدم، در کوپه گذاشتم

اوخونوب قوتارمیش بیر کیتاب کیمی ؟
* اوخونوب قوتارمیش: خوانده شده و تمام شده
* بیر کیتاب کیمی: مثل یک کتاب
* ترجمه: مثل یک کتاب خوانده شده و تمام شده؟

من سنی، گؤره‌سن، هاردا اونوتدوم؟
* من سنی: من تو را
* گؤره‌سن: نمی‌دانم، کاش می‌دانستم
* هاردا: کجا
* اونوتدوم: فراموش کردم
* ترجمه: من تو را، کاش می‌دانستم کجا فراموش کردم؟

یاغیشدا ایتیردیم، قاردا اونوتدوم؟
* یاغیشدا: در باران
* ایتیردیم: گم کردم
* قاردا: در برف
* اونوتدوم: فراموش کردم
* ترجمه: در باران گم کردم، در برف فراموش کردم؟

نسه، حیاتی دا... من بو یاشیما،
* نسه: به هر حال
* حیاتی دا: زندگی را هم
* من بو یاشیما: من در این سنم
* ترجمه: به هر حال، زندگی را هم... من در این سنم،

کیملردن، نه‌لردن دویوب گلمیشم.
* کیملردن: از چه کسانی
* نه‌لردن: از چه چیزهایی
* دویوب گلمیشم: سیر شده و آمده‌ام (خسته شده و آمده‌ام)
* ترجمه: از چه کسانی، از چه چیزهایی خسته شده و آمده‌ام.

تکجه سنی دئییل، من اؤزومو ده،
* تکجه سنی دئییل: فقط تو را نه
* من اؤزومو ده: من خودم را هم
* ترجمه: فقط تو را نه، من خودم را هم،

سنلی گونلریمده قویوب گلمیشم...
* سنلی گونلریمده: در روزهای با تو بودن
* قویوب گلمیشم: گذاشته و آمده‌ام
* ترجمه: در روزهای با تو بودن گذاشته و آمده‌ام...

متن ترانه شکر ائدیرم

#متن #ترانه #شکر_ائدیرم با صدای #رحیم_شهریاری
#آهنگ
#ترانه
#ترجمه

یاتیرام اویاناندان شکر ائدیرم یارادانا

گورخورام سن اولماسان اویانمایام بو دونیادا

یاتیرام اویاناندان شکر ائدیرم یارادانا

گورخورام سن اولماسان اویانمایام بو دونیادا

باشیم اوسته تاج اولموسان گوزلیم

گوزَل لَردَن باش اوُلموسان گوزلیم

سنین آدینا یاز چیچئیم، خوش سسینه ساز دمئیم

ینه ینه یار سنی سودیم

بیر باخیشا بیر گولوشه بیر گوروشه حسرتم

ینه ینه یار سنی سودیم

سنین آدینا وورولموشام جانیم منیم

ینه ینه یار سنی سودیم

بیر باخیشا بیر گولوشه بیر گوروشه حسرتم

ینه ینه یار سنی سودیم

سنین آدینا وورولموشام جانیم منیم

♫♫♫

گونده یوز یول دئیرم یاز چیچئیم سنین آدینا

آلیشیرام یانیرام نئجه دوزوم سنین اودونا

گونده یوز یول دئیرم یاز چیچئیم سنین آدینا

آلیشیرام یانیرام نئجه دوزوم سنین اودونا

باشیم اوسته تاج اولموسان گوزلیم

گوزل لردن باش اولموسان گوزلیم

سنین آدینا یاز چیچئیم

خوش سسینه ساز دمئیم

ینه ینه یار سنی سودیم

بیر باخیشا بیر گولوشه بیر گوروشه حسرتم

ینه ینه یار سنی سودیم

سنین آدینا وورولموشام جانیم منیم

ینه ینه یار سنی سودیم

بیر باخیشا بیر گولوشه بیر گوروشه حسرتم

ینه ینه یار سنی سودیم

سنین آدینا وورولموشام جانیم منیم

ینه ینه یار سنی سودیم

بیر باخیشا بیر گولوشه بیر گوروشه حسرتم

ینه ینه یار سنی سودیم

سنین آدینا وورولموشام جانیم منیم

♫♫♫


آهنگ رحیم شهریاری شکر ائدیرم


ترجمه کلمه به کلمه آهنگ "شکر ائدیرم" از رحیم شهریاری به فارسی :

متن:

* یاتیرام اویاناندان شکر ائدیرم یارادانا

* یاتیرام: می‌خوابم
* اویاندان: بیدار شدن
* شکر ائدیرم: شکر می‌کنم
* یارادانا: به آفریننده
* ترجمه عبارتی: از وقتی که از خواب بیدار می‌شوم، خدا را شکر می‌کنم.
* گورخورام سن اولماسان اویانمایام بو دونیادا

* گورخورام: می‌ترسم
* سن اولماسان: تو نباشی
* اویانمایام: بیدار نشوم
* بو دونیادا: در این دنیا
* ترجمه عبارتی: می‌ترسم اگر تو نباشی، در این دنیا بیدار نشوم.
* باشیم اوسته تاج اولموسان گوزلیم

* باشیم اوسته: بالای سرم
* تاج اولموسان: تاج شده‌ای
* گوزلیم: زیبای من
* ترجمه عبارتی: بالای سرم تاج شده‌ای، زیبای من.
* گوزَل لَردَن باش اوُلموسان گوزلیم

* گوزَل لَردَن: از زیبارویان
* باش اوُلموسان: سر شده‌ای
* گوزلیم: زیبای من
* ترجمه عبارتی: از زیبارویان، سر شده‌ای، زیبای من.
* سنین آدینا یاز چیچئیم، خوش سسینه ساز دمئیم

* سنین آدینا: به نام تو
* یاز چیچئیم: گل بهاری‌ام
* خوش سسینه: به صدای خوشت
* ساز دمئیم: ساز بگویم
* ترجمه عبارتی: به نام تو، گل بهاری من، برای صدای خوشت ساز بگویم.
* ینه ینه یار سنی سودیم

* ینه ینه: باز هم
* یار: یار
* سنی سودیم: تو را دوست دارم
* ترجمه عبارتی: باز هم یار، تو را دوست دارم.
* بیر باخیشا بیر گولوشه بیر گوروشه حسرتم

* بیر باخیشا: به یک نگاه
* بیر گولوشه: به یک لبخند
* بیر گوروشه: به یک دیدار
* حسرتم: حسرت دارم
* ترجمه عبارتی: حسرت یک نگاه، یک لبخند، یک دیدار را دارم.
* سنین آدینا وورولموشام جانیم منیم

* سنین آدینا: به نام تو
* وورولموشام: عاشق شده‌ام
* جانیم منیم: جان من
* ترجمه عبارتی: به نام تو عاشق شده‌ام، جان من.
* گونده یوز یول دئیرم یاز چیچئیم سنین آدینا

* گونده: هر روز
* یوز یول: صد بار
* دئیرم: می‌گویم
* یاز چیچئیم: گل بهاری‌ام
* سنین آدینا: به نام تو
* ترجمه عبارتی: هر روز صد بار می‌گویم، گل بهاری من، به نام تو.
* آلیشیرام یانیرام نئجه دوزوم سنین اودونا

* آلیشیرام: شعله‌ور می‌شوم
* یانیرام: می‌سوزم
* نئجه دوزوم: چگونه تحمل کنم
* سنین اودونا: آتش تو
* ترجمه عبارتی: شعله‌ور می‌شوم، می‌سوزم، چگونه آتش تو را تحمل کنم.


باغلا اومیدووی حق درگاهینا

✨باغلا اومیدووی حق درگاهینا

💫سجده ایله حاقّین قبله گاهینا

✨سیغین یارادانین اؤز پناهینا

💫سنی یئر اؤزونده ماه ایلر آللّٰه

✨باغلا اومیدووی حق درگاهینا

💫سجده ایله حاقّین قبله گاهینا

✨سیغین یارادانین اؤز پناهینا

💫سنی یئر اؤزونده ماه ایلر آللّٰه


‌ترجمه به فارسی

باغلا اومیدووی حق درگاهینا
*امیدت را به درگاه حق ببند (متصل کن)*

سجده ایله حاقّین قبله گاهینا
*به قبله‌گاه حق سجده کن*

سیغین یارادانین اؤز پناهینا
*به پناه خودِ آفریدگار پناه ببر*

سنی یئر اؤزونده ماه ایلر آللّٰه
*خدا تو را در زمین، ماه می‌کند (ارزش و مقام می‌بخشد)*

باغلا اومیدووی حق درگاهینا
*امیدت را به درگاه حق ببند (متصل کن)*

سجده ایله حاقّین قبله گاهینا
*به قبله‌گاه حق سجده کن*

سیغین یارادانین اؤز پناهینا
*به پناه خودِ آفریدگار پناه ببر*

سنی یئر اؤزونده ماه ایلر آللّٰه
*خدا تو را در زمین، ماه می‌کند (ارزش و مقام می‌بخشد)*

این یک شعر است که مضمون امیدواری به خدا، عبادت و پناه بردن به او را بیان می‌کند و وعده می‌دهد که خداوند به فرد ارزش و مقام می‌بخشد.
#شعر
#ترکی
#فارسی
#ترجمه

ای گول، یانیرام غیـرایلـه سـن همـدم اولانـدا


ای گول، یانیرام غیـرایلـه سـن همـدم اولانـدا،
بولبول آلیشـار خـار ایلـه گـول محـرم اولانـدا.

چوخلار اولوب اول زلـفِ پـریشـانیـن اسیـری،
ییغ، توپلا بو مجنونلاری فیکرین جمع اولاندا

تر قطره سـی وئـرمیـش اوزونـه بـاشقـا لطـافـت
گـول یـارپـاغـی زینتلــی اولــور شبنــم اولانــدا

تک لیکده جهنّم گئچیـر عشـق اهلینـه هـر یئـر،
یـارایلـه اونـا جنّـت اولــور بــا هــم اولانــدا

جانانه اوره ک سیرّینـی دمسیـز دئمـک اولمـاز،
جان اهلی جسـارتلـی اولـورمـوش دم اولانـدا.

دوشمـن اولا دونیـا قـدری، اونـلارا بــاتمــاز،
هر گاه ایکی دوسـت آراسـی محکـم اولانـدا.

بیر نازیله جان قویمـادی منـده هلـه گـل، گـؤر،
عالم نه اولـور اورتـادا یـوز چـم خـم اولانـدا

قیمت وئریر اول قاشـی هیـلالیـن سنـه، واحـد،
باشین آغاریب اونداکی، قـدّیـن خـم اولانـدا

#واحید
#شعر
#ترکی
#ترجمه

ترجمه فارسی

ای گول، یانیرام غیـرایلـه سـن همـدم اولانـدا،
*ای گل، می‌سوزم وقتی که غیرت با تو همدم می‌شود،*

بولبول آلیشـار خـار ایلـه گـول محـرم اولانـدا.
*وقتی بلبل با خار آشنا می‌شود و گل محرم او می‌شود.*

---

چوخلار اولوب اول زلـفِ پـریشـانیـن اسیـری،
*بسیاری اسیر زلف پریشان تو شده‌اند،*

ییغ، توپلا بو مجنونلاری فیکرین جمع اولاندا.
*جمع کن و گردآور این مجنونان را وقتی فکرت جمع می‌شود.*

---

تر قطره سـی وئـرمیـش اوزونـه بـاشقـا لطـافـت،
*قطره‌ای از شبنم به روی تو لطافتی دیگر بخشیده،*

گـول یـارپـاغـی زینتلــی اولــور شبنــم اولانــدا.
*برگ گل زیبایی می‌یابد وقتی شبنم بر آن می‌نشیند.*

---

تک لیکده جهنّم گئچیـر عشـق اهلینـه هـر یئـر،
*در تنهایی، هر جایی برای اهل عشق جهنم است،*

یـارایلـه اونـا جنّـت اولــور بــا هــم اولانــدا.
*اما وقتی با یار هستند، همان مکان بهشت می‌شود.*

---

جانانه اوره ک سیرّینـی دمسیـز دئمـک اولمـاز،
*ای جانانه، راز دل را بدون نفس نمی‌توان گفت،*

جان اهلی جسـارتلـی اولـورمـوش دم اولانـدا.
*اهل جان جسور می‌شوند وقتی نفس (فرصت) هست.*

---

دوشمـن اولا دونیـا قـدری، اونـلارا بــاتمــاز،
*دنیا دشمن ارزش‌هاست و به آن‌ها نمی‌ارزد،*

هر گاه ایکی دوسـت آراسـی محکـم اولانـدا.
*اما وقتی رابطه دو دوست محکم باشد، دنیا نمی‌تواند آن را خراب کند.*

---

بیر نازیله جان قویمـادی منـده هلـه گـل، گـؤر،
*با یک ناز، جانم را از دست دادم، ای گل، ببین،*

عالم نه اولـور اورتـادا یـوز چـم خـم اولانـدا.
*چه اتفاقی می‌افتد وقتی صد غم در میان باشد.*

---

قیمت وئریر اول قاشـی هیـلالیـن سنـه، واحـد،
*واحد، قوس ابرویت ارزش می‌یابد،*

باشین آغاریب اونداکی، قـدّیـن خـم اولانـدا.
*وقتی سرت خم می‌شود و قامتت خمیده می‌گردد.*

---
#شعر_ترکی
#شعر
#ترجمه
این شعر از واحید، شاعر ترکی، با مضامین عشق، غیرت، وصف طبیعت و رابطه عاشق و معشوق سروده شده است.

سلام‌ عزیز دوسلار


سلام‌عزیز دوسلار
گون اورتاز خئیرلی ❤️🍃
اوروش نامازییز قبول اولسون🤲
باهار گلیر یاز گلیر بایرام گلیر 😍❤️💐

سلام عزیز دوستان
ظهر بخیر
نماز روزه شما قبول باشد
بهار می‌آید، بهار می‌آید، عید می‌آید

من عاشیق آے اولایدیم  بیر سولو چای اولاردیم

#شعر

من عاشیق آے اولایدیم

بیر سولو چاے اولاردیم

آشیب داشیب داغلاری

گلیب سنه دولاردیم❤️

ترجمه

من عاشق ماه می‌شدم،

یک رودخانه‌ی پرآب می‌شدم،

از کوه‌ها سرریز می‌شدم،

می‌آمدم و تو را پر می‌کردم. ❤️

#شعر
#ترجمه
#ترکی
#فارسی

بیر تازه غُنچه _ زینت ویریبدی _ ماهِ خدایه علی ایوینده_ گلوب مَلائک _ شور و نَوایه


در ولادت امام حسن مجتبی علیه‌السلام

#شعر
#ترکی
#مولودی
#میلاد
#امام_حسن_علیه_السلام

( با آهنگی زیبا و دلنشین)

بیر تازه غُنچه _ زینت ویریبدی _ ماهِ خدایه
علی ایوینده_ گلوب مَلائک _ شور و نَوایه


خدایِ سُبحان ، یاراتدی بیر گول، حُسنی دل آرا
آدی حَسندی ، اوزی حَسندی ، بُلبلی زهرا


شُکر ایلیور خالقه طاها
حیدر اولوب بوگونده بابا
کیم حَسنی گوروب دییَردی
گوزلرون آیدین اولا زهرا


حسنِ مُجتبیٰ یا حسنِ مُجتبیٰ ۴


واردور یوزونده _ بو گول بالانین _ نورِ خُدایی

چَکَنده حُسنون _ ایدیبدی خالِق _ قدرت نُمایی


حُسنوده یوسُف ، دیوللّه گَرچه ، ضَربُ المَثَلدی
گورَن دییَردی ، زهرا بالاسی ، اوندان گوزلدی


جَدّینه بَنذور وَجَناتی
ایتدی خَجل آبِ حیاتی
گول یوزونه اَمرِ خُدادن
ثَبت ایلیوبلَر حَسَناتی


حسنِ مُجتبیٰ یا حسنِ مُجتبیٰ ۴


جلوه گَر اولدی_ نورِ الهی _ رویِ حَسَنده
تمامِ شَهلَر _ سائل اولوبدی _ کویِ حَسَنده


یوزی حَسَندی ، گوزی حَسَندی ، حُسنونه یوخ تای

گوروب جَمالین ، خجالتیندن ، پنهان اولوب آی


گورنه یارالدیب سنی سُبحان
بیر باخیشون دردیمه درمان
فاطمه نین نورِ دو عینی
عالَم و آدم سنه قربان


حسنِ مُجتبیٰ یا حسنِ مُجتبیٰ ۴

وقتِ طَرَبدی _ساقی دولاندیر _مِیِ بهشتی
حَسن گَداسی _ نِیلور جَهاندا _ دِیر و کِنِشتی


کانِ سَخاسن ، نه با صفاسَن، یوخدی نظیرون
اودور جهاندا ، خسته اورکلَر ، اولوب اَسیرون

سالما نَظَردن فُقَرانی
رَد ایله هر درد و بَلانی
یاز بیزه بیر وَقفه مدینه
اوردانصورا کرب و بلانی


حسنِ مُجتبیٰ یا حسنِ مُجتبیٰ ۴

#امام_حسن_علیه_السلام

التماس دعای فرج

#شعر
#ترکی
#مولودی
#امام_حسن_علیه_السلام

#شعر
#ترکی
#ترجمه
#مولودی
#امام_حسن_علیه_السلام

بیت اول:

* بیر تازه غُنچه: یک غنچه تازه
* زینت ویریبدی: زینت داده است
* ماهِ خدایه: ماه خدا را
* علی ایوینده: در خانه علی (ع)
* گلوب مَلائک: آمدند ملائک
* شور و نَوایه: به شور و نوا

*ترجمه مفهومی:* یک غنچه تازه، ماه خدا را زینت داده است. در خانه علی (ع) ملائک به شور و نوا آمده‌اند.

بیت دوم:

* خدایِ سُبحان: خدای سبحان
* یاراتدی بیر گول: آفرید یک گل
* حُسنی دل آرا: حسنش دل آرا است
* آدی حَسندی: اسمش حسن است
* اوزی حَسندی: خودش حسن است
* بُلبلی زهرا: بلبل زهرا (س)

*ترجمه مفهومی:* خدای سبحان یک گل آفرید، که حسنش دل آرا است. اسمش حسن است، خودش حسن است، و بلبل زهرا (س) است.

بیت سوم:

* شُکر ایلیور خالقه طاها: شکر می‌کند خالق را طاها (پیامبر)
* حیدر اولوب بوگونده بابا: حیدر (ع) شده است امروز بابا
* کیم حَسنی گوروب دییَردی: هرکس حسن را دیده می‌گوید
* گوزلرون آیدین اولا زهرا: چشمانت روشن باد زهرا (س)

*ترجمه مفهومی:* پیامبر (ص) خالق را شکر می‌کند، حیدر (ع) امروز پدر شده است. هر کس حسن (ع) را دیده می‌گوید: چشمانت روشن باد زهرا (س).

بیت چهارم:

* واردور یوزونده: هست در صورتش
* بو گول بالانین: این بچه گل
* نورِ خُدایی: نور خدایی
* چَکَنده حُسنون: وقتی می‌کشید حسنش را
* ایدیبدی خالِق: کرده است خالق
* قدرت نُمایی: قدرت نمایی

*ترجمه مفهومی:* در صورت این بچه گل، نور خدایی هست. وقتی خالق حسنش را می‌کشید، قدرت‌نمایی کرده است.

بیت پنجم:

* حُسنوده یوسُف: در حسن، یوسف را
* دیوللّه گَرچه: می‌گویند اگرچه
* ضَربُ المَثَلدی: ضرب المثل است
* گورَن دییَردی: بیننده می‌گوید
* زهرا بالاسی: بچه زهرا
* اوندان گوزلدی: از او زیباتر است

*ترجمه مفهومی:* در حسن، اگرچه یوسف را ضرب المثل می‌گویند، بیننده می‌گوید بچه زهرا (س) از او زیباتر است.

بیت ششم:

* جَدّینه بَنذور وَجَناتی: به جدش شبیه است چهره‌اش
* ایتدی خَجل آبِ حیاتی: خجل کرد آب حیات را
* گول یوزونه اَمرِ خُدادن: به صورت گلش به امر خدا
* ثَبت ایلیوبلَر حَسَناتی: ثبت کرده‌اند حسنات را

*ترجمه مفهومی:* چهره‌اش به جدش شبیه است، آب حیات را خجل کرد. به صورت گلش به امر خدا، حسنات را ثبت کرده‌اند.

بیت هفتم:

* جلوه گَر اولدی: جلوه‌گر شد
* نورِ الهی: نور الهی
* رویِ حَسَنده: در روی حسن
* تمامِ شَهلَر: تمام شاهان
* سائل اولوبدی: سائل شده‌اند
* کویِ حَسَنده: در کوی حسن

*ترجمه مفهومی:* نور الهی در روی حسن جلوه‌گر شد. تمام شاهان در کوی حسن سائل شده‌اند.

بیت هشتم:

* یوزی حَسَندی: رویش حسن است
* گوزی حَسَندی: چشمش حسن است
* حُسنونه یوخ تای: در حسنش همتا ندارد
* گوروب جَمالین: دیده جمالش را
* خجالتیندن: از خجالتش
* پنهان اولوب آی: پنهان شده است ماه

*ترجمه مفهومی:* رویش حسن است، چشمش حسن است، در حسنش همتا ندارد. ماه جمالش را دیده و از خجالت پنهان شده است.

بیت نهم:

* گورنه یارالدیب سنی سُبحان: ببین چه آفریده تو را سبحان
* بیر باخیشون دردیمه درمان: یک نگاهت درمان دردم
* فاطمه نین نورِ دو عینی: نور دو چشم فاطمه
* عالَم و آدم سنه قربان: عالم و آدم به قربانت

*ترجمه مفهومی:* ببین سبحان تو را چگونه آفریده، یک نگاهت درمان دردم. ای نور دو چشم فاطمه، عالم و آدم به قربانت.

تکرار:

* حسنِ مُجتبیٰ یا حسنِ مُجتبیٰ: حسن مجتبی (ع)، ای حسن مجتبی (ع)

بیت دهم:

* وقتِ طَرَبدی: وقت طرب است
* ساقی دولاندیر: ساقی بگردان
* مِیِ بهشتی: مِی بهشتی را
* حَسن گَداسی: گدای حسن
* نِیلور جَهاندا: چه کند در جهان
* دِیر و کِنِشتی: دیر و کنشت را

*ترجمه مفهومی:* وقت طرب است، ساقی مِی بهشتی را بگردان. گدای حسن چه نیازی به دیر و کنشت دارد؟

بیت یازدهم:

* کانِ سَخاسن: معدن سخاوت هستی
* نه با صفاسَن: چه باصفا هستی
* یوخدی نظیرون: نظیری نداری
* اودور جهاندا: از آن است در جهان
* خسته اورکلَر: دل‌های خسته
* اولوب اَسیرون: اسیرت شده‌اند

*ترجمه مفهومی:* معدن سخاوت هستی، چه باصفا هستی، نظیری نداری. از آن است که دل‌های خسته در جهان اسیرت شده‌اند.

بیت دوازدهم:

* سالما نَظَردن فُقَرانی: از نظر نینداز فقرارا را
* رَد ایله هر درد و بَلانی: رد کن هر درد و بلایی را
* یاز بیزه بیر وَقفه مدینه: بنویس برای ما یک سفر به مدینه
* اوردانصورا کرب و بلانی: از آنجا به بعد کربلا را

*ترجمه مفهومی:* فقرارا را از نظر نینداز، هر درد و بلایی را رد کن. برای ما یک سفر به مدینه بنویس، و بعد از آن کربلا را.
#شعر
#مولودی
#امام_حسن_علیه_السلام

عطا گلدی سخا گلدی دوشوبدی سس امام مجتبی گلدی

ولادت باسعادت امام حسن مجتبی علیه السلام
#میلاد
#میلاد_امام_حسن
#شعر
#مولودی
#ترجمه
✅فارسی_ترکی

_صفا_گلدی..‌‌


.
ترکی
.
عطا گلدی سخا گلدی
دوشوبدی سس امام مجتبی گلدی
ضیا گلدی صفا گلدی
قرار قلب خیرة النسا گلدی
.
نوره دولوبدور بوگون بیت حیدر
گلدی حسن اولدی یثرب منوّر
سجدۀ شکر ایلیوبدی پیمبر
.
یوم میلادی اولسون مبارک
..

قرار عشق نگار عشق
قویوب قدم جهانه تاجدار عشق
خمار عشق بهار عشق
گلوب وجوده مژده .شهریار عشق
.
حیدر اولوبدی آتا . شادماندی
فاطمه ئوز ماهینه مدح خواندی
سیل ملک بیت وحیه رواندی
.
یوم میلادی اولسون مبارک

#ترکی

#فارسی


بند اول:

* عطا گلدی سخا گلدی: عطا آمد، سخاوت آمد
* دوشوبدی سس: افتاده است صدا
* امام مجتبی گلدی: امام مجتبی (ع) آمد
* ضیا گلدی صفا گلدی: ضیا (روشنایی) آمد، صفا آمد
* قرار قلب: قرار قلب
* خیرة النسا گلدی: خیرة النسا (بهترین زنان) آمد

*ترجمه مفهومی:* عطا آمد، سخاوت آمد. صدا افتاده است که امام مجتبی (ع) آمد. روشنایی آمد، صفا آمد. قرار قلب خیرة النسا (فاطمه زهرا (س)) آمد.

بند دوم:

* نوره دولوبدور بوگون بیت حیدر: از نور پر شده است امروز خانه حیدر (ع)
* گلدی حسن اولدی یثرب منوّر: حسن (ع) آمد و یثرب منور شد
* سجدۀ شکر ایلیوبدی پیمبر: سجده شکر به جا آورد پیامبر (ص)

*ترجمه مفهومی:* امروز خانه حیدر (ع) از نور پر شده است. حسن (ع) آمد و یثرب منور شد. پیامبر (ص) سجده شکر به جا آورد.

تکرار:

* یوم میلادی اولسون مبارک: روز میلادش مبارک باد

بند سوم:

* قرار عشق نگار عشق: قرار عشق، نگار عشق
* قویوب قدم جهانه: قدم گذاشت به جهان
* تاجدار عشق: تاجدار عشق
* خمار عشق بهار عشق: خمار عشق، بهار عشق
* گلوب وجوده مژده: آمد به وجود مژده
* شهریار عشق: شهریار عشق

*ترجمه مفهومی:* قرار عشق، نگار عشق، به جهان قدم گذاشت تاجدار عشق. خمار عشق، بهار عشق، مژده شهریار عشق به وجود آمد.

بند چهارم:

* حیدر اولوبدی آتا شادماندی: حیدر (ع) پدر شده شادمان است
* فاطمه ئوز ماهینه مدح خواندی: فاطمه (س) برای ماه خود مدح خواند
* سیل ملک بیت وحیه رواندی: سیل فرشتگان به سوی بیت وحی روان است

*ترجمه مفهومی:* حیدر (ع) پدر شده و شادمان است. فاطمه (س) برای ماه خود مدح خواند. سیل فرشتگان به سوی بیت وحی روان است.

تکرار:

* یوم میلادی اولسون مبارک: روز میلادش مبارک باد

#شعر
#ترکی
#مولودی
#امام_حسن_علیه_السلام
#ماه_مبارک_رمضان_۱۴۰۳
#پانزدهم_رمضان
#ولادت_امام_حسن_مجتبی_علیه_السلام

هر شئ وقتينده گؤزلدير

هر شئ وقتينده گؤزلدير، گِئج گَلن یاغیْش اؤلمۆش چیچَكی دیریتمز

هر چیزی به وقتش زیباست. باران دیرهنگام، گل پژمرده را زنده نمی‌کند

#متن
#ترکی
#لغت
#کلمه

هر: هر
* شئ: چیز، شیء
* وقتینده: در وقتش، به موقع
* گؤزلدیر: زیباست، قشنگ است
* گئج: دیر
* گلن: آمدنی، که می‌آید
* یاغیش: باران
* اؤلموش: مرده، فوت شده
* چیچکی: گلی را
* دیریتمز: زنده نمی‌کند، احیا نمی‌کند

ترجمه عبارتی:

هر چیزی به وقتش زیباست. باران دیرهنگام، گل پژمرده را زنده نمی‌کند.

...

جمله‌لر

* هر: هر گئجه یاتماقدان قاباق دیشلریمی فیرچالاییرام. (هر شب قبل از خواب دندان‌هایم را مسواک می‌زنم.)
* شئی: بو تاپدیغیم شئی سنین دئییل؟ (این چیزی که پیدا کردم مال تو نیست؟)
* وقتینده: ایشلری وقتینده گؤرمک لازیمدی کی، مشگل یارانماسین. (کارها را باید به موقع انجام داد تا مشکلی پیش نیاید.)
* گؤزلدیر: بو رسم چوخ گؤزلدیر. (این نقاشی خیلی زیباست.)
* گئج: اگر چوخ گئج چاتساق هاوا آلانینا، اوچماغی الدن وئره‌جییک. (اگر خیلی دیر به فرودگاه برسیم، پرواز را از دست خواهیم داد.)
* گلن: باهار گلن و گؤزل بیر فصیل‌دیر. (بهار یک فصل آمدنی و زیباست.)
* یاغیش: یاغیشین سسی دینجَلدیجی‌دیر. (صدای باران آرامش‌بخش است.)
* اؤلموش: اؤلموش بیتگی داها یاشیل اولماز. (گیاه مرده دیگر سبز نمی‌شود.)
* چیچکی: من چیچکی آناما هدیه وئردیم. (من گلی را به مادرم هدیه دادم.)
* دیریتمز: پول خوشبختلیغی دیریتمز. (پول خوشبختی را زنده نمی‌کند.)

آهنگ آی داغلار دا


#آهنگ
#ترانه

#آی_داغلار_دا گزن اوغلان گزن اوغلان خواهش ادیرم منیده گز

آی داغلاردا گزن اوغلان هردن منی سوزن اوغلان

سئویرسنسه سویله منه اورییمی اوزن اوغلان

آی داغلاردا گزن اوغلان خواهش ادیرم او داغلاردا منیده گز

*

داغ باشینی دومان آلدی عشقین منی درده سالدی

ینه گوزوم یولدا قالدی اورییمی اوزن اوغلان

*

دوشونمکدن بزن اوغلان غم غصیه دوزن اوغلان

قامتینه وورولموشام اورییمی اوزن اوغلان

#ترجمه
#شعر
#آهنگ
#ترکی

آی داغلاردا گزن اوغلان
* آی: ای
* داغلاردا: در کوه‌ها
* گزن: گردنده، کسی که می‌گردد
* اوغلان: پسر، جوان

*ترجمه عبارتی:* ای پسری که در کوه‌ها می‌گردی

هردن منی سوزن اوغلان
* هردن: گاهی، بعضی وقت‌ها
* منی: مرا
* سوزن: بسوزاننده، کسی که می‌سوزاند
* اوغلان: پسر

*ترجمه عبارتی:* ای پسری که گاهی مرا می‌سوزانی

سئویرسنسه سویله منه
* سئویرسنسه: اگر دوستم داری
* سویله: بگو
* منه: به من

*ترجمه عبارتی:* اگر دوستم داری به من بگو

اورییمی اوزن اوغلان
* اورییمی: قلبم را
* اوزن: کسی که می‌گسلد، کسی که می‌برد
* اوغلان: پسر

*ترجمه عبارتی:* ای پسری که قلبم را می‌شکنی

آی داغلاردا گزن اوغلان خواهش ادیرم او داغلاردا منیده گز
* آی داغلاردا گزن اوغلان: (تکرار) ای پسری که در کوه‌ها می‌گردی
* خواهش ادیرم: خواهش می‌کنم
* او داغلاردا: در آن کوه‌ها
* منیده: مرا هم
* گز: بگردان، بگرد

*ترجمه عبارتی:* ای پسری که در کوه‌ها می‌گردی، خواهش می‌کنم مرا هم در آن کوه‌ها بگردان (با خود ببر)

داغ باشینی دومان آلدی
* داغ باشینی: قله کوه را
* دومان: مه
* آلدی: گرفت

*ترجمه عبارتی:* قله کوه را مه گرفت

عشقین منی درده سالدی
* عشقین: عشقت
* منی: مرا
* درده: به درد
* سالدی: انداخت

*ترجمه عبارتی:* عشقت مرا به درد انداخت

ینه گوزوم یولدا قالدی
* ینه: باز هم، دوباره
* گوزوم: چشمم
* یولدا: در راه، به راه
* قالدی: ماند

*ترجمه عبارتی:* دوباره چشمم به راه ماند

اورییمی اوزن اوغلان
* (تکرار) *ترجمه عبارتی:* ای پسری که قلبم را می‌شکنی

دوشونمکدن بزن اوغلان
* دوشونمکدن: از فکر کردن
* بزن: خسته شونده، کسی که خسته می‌شود
* اوغلان: پسر

*ترجمه عبارتی:* ای پسری که از فکر کردن خسته می‌شوی

غم غصیه دوزن اوغلان
* غم غصیه: به غم و غصه
* دوزن: تحمل‌کننده، کسی که تحمل می‌کند
* اوغلان: پسر

*ترجمه عبارتی:* ای پسری که غم و غصه را تحمل می‌کنی

قامتینه وورولموشام
* قامتینه: به قامتت
* وورولموشام: شیفته شده‌ام، عاشق شده‌ام

*ترجمه عبارتی:* شیفته قامتت شده‌ام

اورییمی اوزن اوغلان
* (تکرار) *ترجمه عبارتی:* ای پسری که قلبم را می‌شکنی

#ترجمه
#شعر
#آهنگ
#ترکی

قضاوت حضرت داود و حضرت سلیمان علیه السلام

**قضاوت حضرت داوود و پسرش حضرت سلیمان**

آنچه در سوره انبیاء و در ارتباط با ورود گوسفندان به یک مزرعه و از بین بردن زراعت آن، آمده است باید گفت:
قضاوت حضرت داوود و اوغلو حضرت سلیمان

انعام سوره‌سینده قویونلارین بیر مئشه یه گیریشی و اکینچیلیکین خراب اولماسی ایله باغلی گلنلره گؤره دئمه‌لی‌ییک:

گوسفندان بدون چوپان نبودند، بلکه چون این اتفاق در شب رخ داد، چوپان مقصر شناخته شد؛ چون‌که صاحب کشتزار، موظف است هنگام روز از کشتزار خود مراقبت کند تا احشام به آن وارد نشوند، و شب‌هنگام نیز چوپان‌ها باید مراقب گوسفندان‌شان باشند تا وارد کشتزار مردم نشوند.


قویونلار چوبانسیز دئییلدیلر، بلکه بو حادثه گئجه باش وئردیگی اوچون چوبان گوناهکار بیلیندی؛ چونکی اکین ساحه‌سی صاحبینه گؤره گوندوز اکین ساحه‌سینه باخمالی‌دیر کی حئیوانلار اورایا گیرمه‌سینلر، و گئجه‌لرده چوبانلار قویونلارینا دیقت ائله‌مه‌لیدیرلر کی ائللرین اکین ساحه‌سینه گیرمه‌سینلر.

جریان محاکمه و داوری داوود و سلیمان (علیه‌السّلام) را در‌باره اختلاف دو نفر حکایت نموده است که یکی از آنان فردی بود که از گوسفندهای خود غفلت ورزیده و آنان شبانه به یک زمین کشاورزی هجوم برده، محصولات آن‌جا را خراب و پایمال نمودند و صاحب زمین نیز طرف دیگر دعوا بود.


داوود و سلیمانین (علیه‌السّلام) ایکی نفرین آراسینداکی اختلافی‌نین محکمه و داورلیغی‌نین ماجراسی بئله‌دیر کی اونلاردان بیری قویونلاریندان غفلت ائله‌میشدی و اونلار گئجه‌لر بیر اکین یئرینه هجوم آپاریب اوراداکی محصولاتی خراب ائله‌ییب تاپدالامیشدیلار و تورپاق صاحابی دا دعوانین او بیری طرفی ایدی.

گفته شده است که زمینی کشاورزی و یا باغ انگوری توسط گوسفندان تخریب شده و یا آسیب دید؛ از‌این‌رو صاحب آن زمین یا باغ نزد داوود شکایت کرد.


دئییلیب کی بیر اکین یئری و یا اوزوم باغی قویونلار طرفیندن تخریب اولوب و یا زیان گؤروب؛ اونا گؤره او تورپاق یا باغ صاحابی داوودون یانینا شیکایت ائله‌دی.

- ابتدا داوود (علیه‌السّلام) حکم می‌دهد که در برابر این خسارت بزرگ، باید تمام گوسفندان به صاحب باغ داده شود. اما سلیمان که در آن زمان کودک بود، به پدر می‌گوید: ‌ای پیامبر بزرگ خدا! این حکم را تغییر ده و تعدیل کن! پدر می‌گوید چگونه؟! سلیمان در پاسخ می‌گوید:


اولجه داوود (علیه‌السّلام) حؤکم ائله‌ییر کی بو بؤیوک زیانا گؤره بوتون قویونلار باغ صاحبینه وئریلمه‌لیدیر. اما او زامان اوشاق اولان سلیمان آتاسینا دئییر: ای بؤیوک تانری پئیغمبری! بو حؤکمو دییش و یوموشالت! آتاسی دئییر نئجه؟! سلیمان جاوابیندا دئییر:

گوسفندان باید به صاحب باغ سپرده شوند تا از منافع آنها و شیر و پشمشان استفاده کند، و باغ به دست صاحب گوسفندان داده شود تا در اصلاح آن بکوشد، هنگامی که باغ به حالت اول بازگشت به صاحبش تحویل داده می‌شود، و گوسفندان نیز به صاحبش برمی‌گردد.


قویونلار باغ صاحبینه تاپشیریلمالیدیر کی اونلارین منفعتیندن، سوتوندن و یونوندان استفاده ائله‌سین، و باغ دا قویون صاحابی‌نین الینه وئریلمه‌لیدیر کی اونو اصلاح ائله‌مه‌یه چالیشسین، باغ ایلک حالی‌نه دؤننده صاحبینه تحویل وئریلیر و قویونلار دا صاحبینه قاییتارلیر.

ملاک و معیار این قضاوت جبران خسارت بود، داوود نگاه می‌کند و می‌بیند خسارتی که به زراعت وارد شده، معادل قیمت گوسفندان است؛ لذا حکم می‌کند که گوسفندان برای جبران این خسارت به صاحب باغ باید داده شود؛ چرا که تقصیر متوجه صاحب گوسفندان است؛ و ضابطه حکم سلیمان این بود که خسارت صاحب باغ را معادل منافع یک‌سال گوسفندان دیده است.


بو قضاوتی‌نین اؤلچوسو زیانی جبران ائله‌مک ایدی، داوود باخیر و گؤرور کی اکینچیلیگه وارد اولان زیان قویونلارین قیمتینه برابر ایدی؛ اونا گؤره حؤکم ائله‌ییر کی قویونلار بو زیانی جبران ائله‌مک اوچون باغ صاحبینه وئریلمه‌لیدیر؛ چونکی گوناه قویون صاحبینده‌دیر؛ و سلیمانین حؤکمونون ضابطه‌سی ائله ایدی کی باغ صاحبینه اولان زیانی بیر ایللیک قویونلارین منفعتینه برابر گؤروب.

بنابر‌این هر دو قضاوت به حق و عدل نمودند، با این تفاوت که قضاوت سلیمان به‌طور دقیق‌تر اجرا می‌گردید؛ زیرا خسارت یک‌جا پرداخت نمی‌شد، بلکه به تدریج ادا می‌شد، به گونه‌ای که بر صاحب گوسفندان نیز سنگین نباشد. از این گذشته تناسب بیشتری میان خسارت و جبران بود؛ چرا که ریشه‌های زراعت از بین نرفته بود، بلکه تنها منافع موقت آنها از میان رفته بود؛ لذا عادلانه‌تر این بود که اصل گوسفندان به ملک صاحب باغ درنیاید، بلکه منافع آن داده شد.


بنابراین هر ایکی قضاوت حاق و عدالتله اولدو، بو فرقیله کی سلیمانین قضاوتی داها دقیق اجرا اولوردو؛ چونکی زیان بیر یئرده اؤدنمه‌دی بلکه تدریجاً ادا اولوردو، ائله کی قویون صاحابینه ده آغیر اولماسین. بوندان علاوه زیان و جبران آراسیندا داها چوخ تناسب وار ایدی؛ چونکی اکینچیلیغین کؤکلری آرادان گئتمه‌میشدی بلکه فقط موقّتی منفعتلری آرادان گئتمیشدی؛ اونا گؤره داها عادالانه‌سی ائله ایدی کی قویونلارین اصلی باغ صاحبینه مالک اولمامالی ایدی بلکه اونون منفعتی وئریلدی.

بالاجا قارا بالیق با ترجمه فارسی

من ده اوشاق اولاندا بئله فیکیر‌لره دوشموشم, بالاجان!
* من ده: من هم
* اوشاق اولاندا: وقتی بچه بودم
* بئله فیکیر‌لره دوشموشم: به این فکرها افتادم
* بالاجان!: کوچولو!
* ترجمه: من هم وقتی بچه بودم به این فکرها افتادم، کوچولو!

آرخین نه اولی وار, نه آخیری. ائله گؤردویون نه وارسا اودور. آرخ همیشه آخیر و قورتارمیر.
* آرخین: نهر
* نه اولی وار، نه آخیری: نه اولی داره نه آخری
* ائله گؤردویون نه وارسا اودور: هرچی که می بینی همونه
* آرخ همیشه آخیر: نهر همیشه جاریه
* قورتارمیر: تموم نمیشه
* ترجمه: نهر نه اولی داره نه آخری. هرچی که می بینی همونه. نهر همیشه جاریه و تموم نمیشه.

-یوخ, آناجان, بئله دئییل. هر شئیین آخیری وار. مثلا, گئجه سونا چاتیر, هفته, آی, ایل… مگر بون‌لارین سونو اولمور?
* یوخ: نه
* آناجان: مادرجان
* بئله دئییل: اینجوری نیست
* هر شئیین آخیری وار: هرچیزی یه پایانی داره
* مثلا: مثلاً
* گئجه سونا چاتیر: شب به پایان میرسه
* هفته، آی، ایل… : هفته، ماه، سال...
* مگر بون‌لارین سونو اولمور?: مگه اینا پایانی ندارن؟
* ترجمه: نه مادرجان، اینجوری نیست. هر چیزی یه پایانی داره. مثلاً، شب به پایان میرسه، هفته، ماه، سال... مگه اینا پایانی ندارن؟

بالاجا قارا بالیغین قیزیشدیغینی و دیل آغیزا قویماییب ‌دانیشدیقینی گؤرن آنا بالیق دئدی:
* بالاجا قارا بالیغین: ماهی سیاه کوچولو
* قیزیشدیغینی: داغ شدنش
* دیل آغیزا قویماییب ‌دانیشدیقینی: بی وقفه حرف زدنش
* گؤرن آنا بالیق دئدی: مادری که دید گفت
* ترجمه: مادری که دید ماهی سیاه کوچولو داره داغ میشه و بی وقفه حرف میزنه گفت:

-بوش-بوش سؤز‌لری بیر کنارا قوی, دور گزمه‌یه چیخاق. ایندی ‌دانیشماق یوخ , گزیب دولانماق واختی‌دیر.
* بوش-بوش سؤز‌لری بیر کنارا قوی: حرف های بیهوده رو بذار کنار
* دور گزمه‌یه چیخاق: پاشو بریم گردش
* ایندی ‌دانیشماق یوخ: الان وقت حرف زدن نیست
* گزیب دولانماق واختی‌دیر: وقت گشت و گذاره
* ترجمه: حرف های بیهوده رو بذار کنار، پاشو بریم گردش. الان وقت حرف زدن نیست، وقت گشت و گذاره.

-یوخ, آنا, من بئله گزینتیله‌ر‌دن یورولموشام. بور‌دان اوزاقلاشماق و باشقا یئرلرده نلر اولدوغونو بیلمک ایستییرم. بیر‌دن ائله بیله‌ر‌سن کی, بون‌لاری منه کیمسه اویردیب, یوخ, آنا, چوخ‌دان بو فیکره دوشموشم. البته, اون‌دان-بون‌دان چوخ شئیلر اویرنمیشم. مثلا, بونو باشا دوشموشم کی, بالیق‌لارین چوخو حیات‌لارینی بوش-بوشونا کئچیردیکلرین‌دن گیلئیله‌نیرلر. دایم آه-ناله ائدیر, هر شئی‌دن شیکایه‌تله‌نیرلر. بیلمک ایستییرم گؤروم حیات ائله بیر قاریش یئرده او یان-بو یانا گئدیب قاییتماق‌دانمی, قوجالیب هئچ نه گؤرمه‌مکدنمی عبارت‌دیر, یوخسا باشقا دونیا دا مؤوجوددور?
* یوخ، آنا: نه، مادر
* من بئله گزینتیله‌ر‌دن یورولموشام: من از اینجور گشتن ها خسته شدم
* بور‌دان اوزاقلاشماق: از اینجا دور شم
* باشقا یئرلرده نلر اولدوغونو بیلمک ایستییرم: میخوام بدونم توی جاهای دیگه چه خبره
* بیر‌دن ائله بیله‌ر‌سن کی، بون‌لاری منه کیمسه اویردیب: یهو فکر میکنی که اینارو یکی بهم یاد داده
* یوخ، آنا، چوخ‌دان بو فیکره دوشموشم: نه، مادر، خیلی وقته به این فکر افتادم
* البته، اون‌دان-بون‌دان چوخ شئیلر اویرنمیشم: البته، از این و اون چیزای زیادی یاد گرفتم
* مثلا، بونو باشا دوشموشم کی: مثلا، اینو فهمیدم که
* بالیق‌لارین چوخو حیات‌لارینی بوش-بوشونا کئچیردیکلرین‌دن گیلئیله‌نیرلر: بیشتر ماهی ها از اینکه زندگیشون رو بیهوده میگذرونن شکایت میکنن
* دایم آه-ناله ائدیر، هر شئی‌دن شیکایه‌تله‌نیرلر: دائم آه و ناله میکنن، از همه چیز شکایت میکنن
* بیلمک ایستییرم گؤروم حیات ائله بیر قاریش یئرده او یان-بو یانا گئدیب قاییتماق‌دانمی، قوجالیب هئچ نه گؤرمه‌مکدنمی عبارت‌دیر، یوخسا باشقا دونیا دا مؤوجوددور?: میخوام بدونم زندگی یعنی این که تو یه وجب جا این ور اون ور بری و برگردی، پیر شی و هیچی نبینی، یا یه دنیای دیگه هم وجود داره؟
* ترجمه: نه، مادر، من از اینجور گشتن ها خسته شدم. میخوام از اینجا دور شم و بدونم توی جاهای دیگه چه خبره. یهو فکر میکنی که اینارو یکی بهم یاد داده، نه، مادر، خیلی وقته به این فکر افتادم. البته، از این و اون چیزای زیادی یاد گرفتم. مثلاً، اینو فهمیدم که بیشتر ماهی ها از اینکه زندگیشون رو بیهوده میگذرونن شکایت میکنن. دائم آه و ناله میکنن، از همه چیز شکایت میکنن. میخوام بدونم زندگی یعنی این که تو یه وجب جا این ور اون ور بری و برگردی، پیر شی و هیچی نبینی، یا یه دنیای دیگه هم وجود داره؟

- بالاجا, دلی اولوبسان? دونیا! دونیا! او باشقا دونیا نه دئمکدیر? دونیا ائله همین دونیا‌دیر کی, بیز یاشییریق, حیات دا کی, ائله گؤردویون یاشاییش‌دان عبارت‌دیر!
* بالاجا، دلی اولوبسان?: کوچولو، دیوونه شدی؟
* دونیا! دونیا!: دنیا! دنیا!
* او باشقا دونیا نه دئمکدیر?: اون دنیای دیگه یعنی چی؟
* دونیا ائله همین دونیا‌دیر کی، بیز یاشییریق: دنیا همون دنیاییه که ما داریم توش زندگی میکنیم
* حیات دا کی، ائله گؤردویون یاشاییش‌دان عبارت‌دیر!: زندگی هم همون زندگیه که داری میبینی!
* ترجمه: کوچولو، دیوونه شدی؟ دنیا! دنیا! اون دنیای دیگه یعنی چی؟ دنیا همون دنیاییه که ما داریم توش زندگی میکنیم، زندگی هم همون زندگیه که داری میبینی!

بو زامان ایری بیر بالیق اون‌لارین ائوینه یاخینلاشدی:
* بو زامان: در این هنگام
* ایری بیر بالیق: یه ماهی بزرگ
* اون‌لارین ائوینه یاخینلاشدی: به خونشون نزدیک شد
* ترجمه: در این هنگام یه ماهی بزرگ به خونشون نزدیک شد:

- قونشو, -دئدی,-اوشاقلا نیین اوستونده بئله هؤجتله‌شیرسن? دئیه‌‌سن, بو گون گزمک فیکرینیز یوخدور?
* قونشو: همسایه
* اوشاقلا نیین اوستونده بئله هؤجتله‌شیرسن؟: سر چی داری با بچه بحث میکنی؟
* دئیه‌‌سن، بو گون گزمک فیکرینیز یوخدور؟: انگار امروز قصد گردش ندارید؟
* ترجمه: همسایه، سر چی داری با بچه بحث میکنی؟ انگار امروز قصد گردش ندارید؟

آنا بالیق قونشونون سسینی ائشیدیب جاواب وئردی:
* آنا بالیق: ماهی مادر
* قونشونون سسینی ائشیدیب: صدای همسایه رو شنید
* جاواب وئردی: جواب داد
* ترجمه: ماهی مادر صدای همسایه رو شنید و جواب داد:

-گؤر, زمانه نئجه دییشیب?! اوشاق‌لار اوز آنا‌لارینا جیب-جیب اویرتمه‌یه باشلاییب‌لار.
* گؤر، زمانه نئجه دییشیب؟!: ببین، زمونه چقدر عوض شده!
* اوشاق‌لار اوز آنا‌لارینا جیب-جیب اویرتمه‌یه باشلاییب‌لار: بچه ها دارن به مادراشون درس یاد میدن!
* ترجمه: ببین، زمونه چقدر عوض شده! بچه ها دارن به مادراشون درس یاد میدن!

-نئجه مگر? -دئیه قونشو ایری بالیق سوروشدو.
* نئجه مگر؟: چطور مگه؟
* دئیه: در حالی که
* قونشو ایری بالیق سوروشدو: همسایه ماهی بزرگ پرسید
* ترجمه: چطور مگه؟ - در حالی که همسایه ماهی بزرگ پرسید.

-گؤر بو جیرت‌دان هارا‌لارا گئتمک ایستییر?! هئی دئییر کی, ایستییرم گئدیم گؤروم دونیادا نلر اولور? نه بیلیم, آخماق-آخماق سؤزلر!
* گؤر بو جیرت‌دان هارا‌لارا گئتمک ایستییر؟!: ببین این فسقلی کجاها میخواد بره؟
* هئی دئییر کی، ایستییرم گئدیم گؤروم دونیادا نلر اولور؟!: هی میگه میخوام برم ببینم تو دنیا چه خبره؟
* نه بیلیم، آخماق-آخماق سؤزلر!: نمیدونم، حرفای احمقانه!
* ترجمه: ببین این فسقلی کجاها میخواد بره؟! هی میگه میخوام برم ببینم تو دنیا چه خبره؟! نمیدونم، حرفای احمقانه!

قونشو ایری بالیق:
* قونشو ایری بالیق: همسایه ماهی بزرگ
* ترجمه: همسایه ماهی بزرگ:

-بالاجا,-دئدی,-دئ گؤروم سن نه واخت‌دان بئله فیلوسوف و عالیم اولوبسان کی, بیزیم خبریمیز یوخدور?
* بالاجا: کوچولو
* دئ گؤروم: بگو ببینم
* سن نه واخت‌دان بئله فیلوسوف و عالیم اولوبسان کی، بیزیم خبریمیز یوخدور؟: تو از کی اینقدر فیلسوف و عالم شدی که ما خبر نداریم؟
* ترجمه: کوچولو، بگو ببینم تو از کی اینقدر فیلسوف و عالم شدی که ما خبر نداریم؟

بالاجا بالیق دئدی:
* بالاجا بالیق دئدی: ماهی کوچولو گفت
* ترجمه: ماهی کوچولو گفت:

-خانیم, من بیلمیرم سیز عالیم, فیلوسوف نیه دئییرسینیز? هر گون تکرار اولونان جانسیخیجی گزینتیله‌ر‌دن جانا دویموشام. بئله یوروجو حیاتی داها داوام ائتدیرمک ایستمیرم. ایستمیرم کی, بیر ده گؤزومو آچاندا گؤروم سیزین کیمی قوجالمیشام, اوزو ده گؤز قولاق‌لاری باغلی بالیق‌لار کیمی قالمیشام.
* خانیم، من بیلمیرم سیز عالیم، فیلوسوف نیه دئییرسینیز؟: خانم، نمیدونم چرا شما میگید عالم و فیلسوف؟
* هر گون تکرار اولونان جانسیخیجی گزینتیله‌ر‌دن جانا دویموشام: از گشت و گذارهای تکراری و خسته کننده هر روز به ستوه اومدم
* بئله یوروجو حیاتی داها داوام ائتدیرمک ایستمیرم: دیگه نمیخوام این زندگی خسته کننده رو ادامه بدم
* ایستمیرم کی، بیر ده گؤزومو آچاندا گؤروم سیزین کیمی قوجالمیشام، اوزو ده گؤز قولاق‌لاری باغلی بالیق‌لار کیمی قالمیشام: نمیخوام که دیگه چشمامو باز کنم و ببینم مثل شما پیر شدم، اونم مثل ماهی هایی که چشم و گوششون بسته است
* ترجمه: خانم، نمیدونم چرا شما میگید عالم و فیلسوف؟ از گشت و گذارهای تکراری و خسته کننده هر روز به ستوه اومدم. دیگه نمیخوام این زندگی خسته کننده رو ادامه بدم. نمیخوام که دیگه چشمامو باز کنم و ببینم مثل شما پیر شدم، اونم مثل ماهی هایی که چشم و گوششون بسته است.

قونشو بالیق:
* قونشو بالیق: همسایه ماهی
* ترجمه: همسایه ماهی:

-وای,-دئدی,-گؤر بو نلر ‌دانیشیر ?!
* وای: وای
* گؤر بو نلر ‌دانیشیر ؟!: ببین این چی میگه؟!
* ترجمه: وای، ببین این چی میگه؟!

آنا بالیق دیلله‌ندی :
* آنا بالیق دیلله‌ندی: ماهی مادر به حرف اومد
* ترجمه: ماهی مادر به حرف اومد:

-هئچ دوشونمه‌زدیم کی, بیر دنه اوشاغیم اولا, او دا بئله چیخا! بیلمیرم, بالامین قولاغینی کیم دولدوروب…
* هئچ دوشونمه‌زدیم کی، بیر دنه اوشاغیم اولا، او دا بئله چیخا!: اصلا فکر نمیکردم یه دونه بچه داشته باشم اونم اینجوری از آب در بیاد!
* بیلمیرم، بالامین قولاغینی کیم دولدوروب…: نمیدونم گوش بچه منو کی پر کرده...
* ترجمه: اصلا فکر نمیکردم یه دونه بچه داشته باشم اونم اینجوری از آب در بیاد! نمیدونم گوش بچه منو کی پر کرده...

بالاجا بالیق دئدی:
* بالاجا بالیق دئدی: ماهی کوچولو گفت
* ترجمه: ماهی کوچولو گفت:

-هئچ کس منیم قولاغیمی دولدورماییب. آنلاماق اوچون منیم اوزومون آغلیم, گؤرمک اوچون ده گؤزوم وار!
* هئچ کس منیم قولاغیمی دولدورماییب: هیچکس گوش منو پر نکرده
* آنلاماق اوچون منیم اوزومون آغلیم، گؤرمک اوچون ده گؤزوم وار!: برای فهمیدن عقل خودمو دارم، برای دیدن هم چشم دارم!
* ترجمه: هیچکس گوش منو پر نکرده. برای فهمیدن عقل خودمو دارم، برای دیدن هم چشم دارم!

بالاجا قارا بالیق  ترجمه به فارسی


بالاجا قارا با‌لیق


* بالاجا: کوچک
* قارا: سیاه
* با‌لیق: ماهی
* ترجمه: ماهی سیاه کوچولو

چیلله آخشامی ایدی.
* چیلله: شب یلدا
* آخشامی: شبش
* ایدی: بود
* ترجمه: شب یلدا بود.

قوجا بالیق دریانین دیبینده نوه-نتیجه‌لرینی اطرافینا توپلاییب اون‌لارا ناغیل ‌دانیشیردی:
* قوجا: پیر، مسن
* بالیق: ماهی
* دریانین: دریا
* دیبینده: در عمق
* نوه-نتیجه‌لرینی: نوه‌ها و نتیجه‌هاش
* اطرافینا: اطرافش
* توپلاییب: جمع کرده
* اون‌لارا: به آنها
* ناغیل: قصه
* ‌دانیشیردی: داشت تعریف می‌کرد
* ترجمه: ماهی پیر در عمق دریا نوه‌ها و نتیجه‌هایش را دور خود جمع کرده بود و برایشان قصه تعریف می‌کرد.

بیری وار ایدی, بیری یوخ ایدی, بیر بالاجا قارا بالیق وار ایدی.
* بیری وار ایدی: یکی بود
* بیری یوخ ایدی: یکی نبود
* بیر بالاجا قارا بالیق وار ایدی: یه ماهی سیاه کوچولو بود
* ترجمه: یکی بود یکی نبود، یه ماهی سیاه کوچولو بود.

او آناسی ایله بیرلیکده کیچیک بیر آرخدا یاشاییردی.
* او: او
* آناسی: مادرش
* ایله بیرلیکده: با هم
* کیچیک: کوچک
* بیر آرخدا: در یک نهر
* یاشاییردی: زندگی می‌کرد
* ترجمه: او با مادرش در یک نهر کوچک زندگی می‌کرد.

آرخین سویو دره‌یه آخیردی.
* آرخین: نهر
* سویو: آبش
* دره‌یه: به دره
* آخیردی: جاری می‌شد
* ترجمه: آب نهر به دره جاری می‌شد.

بالاجا قارا بالیقلا آناسینین بیر قارا داشین دالیندا, یوسون‌لارین آرا‌سیندا ائو‌لری وار ایدی.
* بالاجا قارا بالیقلا: ماهی سیاه کوچولو و
* آناسینین: مادرش
* بیر قارا داشین: یه سنگ سیاه
* دالیندا: پشت
* یوسون‌لارین: جلبک ها
* آرا‌سیندا: بینشان
* ائو‌لری: خانه‌شان
* وار ایدی: بود
* ترجمه: ماهی سیاه کوچولو و مادرش پشت یک سنگ سیاه، بین جلبک‌ها خانه‌شان بود.

آنا و بالا سحر‌دن آخشاما قدر بیر-بیری‌نین دالینا دوشوب اوزور, هر‌دن باشقا بالیق‌لارا قوشولوب سرعتله بالاجا بیر یئرده گزیشیر و گئری قاییدیردی‌لار.
* آنا: مادر
* و بالا: و بچه
* سحر‌دن آخشاما قدر: از صبح تا شب
* بیر-بیری‌نین دالینا دوشوب: دنبال هم می‌افتادند
* اوزور: شنا می‌کردند
* هر‌دن: بعضی اوقات
* باشقا بالیق‌لارا: به ماهی های دیگه
* قوشولوب: ملحق می شدند
* سرعتله: با سرعت
* بالاجا بیر یئرده: در یک جای کوچک
* گزیشیر: گشت می‌زدند
* و گئری قاییدیردی‌لار: و بر می‌گشتند
* ترجمه: مادر و بچه از صبح تا شب دنبال هم می‌افتادند و شنا می‌کردند، بعضی اوقات به ماهی های دیگه ملحق می شدند، با سرعت در یک جای کوچک گشت می‌زدند و بر می‌گشتند.

قارا بالیق آناسینین بیرج‌سی ایدی.
* قارا بالیق: ماهی سیاه
* آناسینین: مادرش
* بیرج‌سی ایدی: یکی یکدانه اش بود
* ترجمه: ماهی سیاه، یکی یکدانه مادرش بود.

بیر نئچه گون ایدی کی, او, فیکره دالیر, آز ‌دانیشیردی.
* بیر نئچه گون ایدی کی: چند روزی بود که
* او: او
* فیکره دالیر: به فکر فرو می‌رفت
* آز ‌دانیشیردی: کم حرف می‌زد
* ترجمه: چند روزی بود که او به فکر فرو می‌رفت، کم حرف می‌زد.

کؤنولسوز و تنبل-تنبل او طرف-بو-طرفه گئدیر, گئری قاییدیردی.
* کؤنولسوز: بی میل
* و تنبل-تنبل: و تنبل تنبل
* او طرف-بو-طرفه: به این طرف و آن طرف
* گئدیر: می‌رفت
* گئری قاییدیردی: بر می‌گشت
* ترجمه: بی میل و تنبل تنبل به این طرف و آن طرف می‌رفت، بر می‌گشت.

چوخ واخت آنا‌سین‌دان خئیلی گئری قالیردی.
* چوخ واخت: بیشتر اوقات
* آنا‌سین‌دان: از مادرش
* خئیلی: خیلی
* گئری قالیردی: عقب می‌افتاد
* ترجمه: بیشتر اوقات از مادرش خیلی عقب می‌افتاد.

آناسی اولجه ائله بیلیردی کی, سادجه او‌لاراق بالاسینین کئفی یوخدور, بو کئفسیزلیک تئزلیکله کئچیب گئده‌جک‌دیر.
* آناسی: مادرش
* اولجه: اول
* ئله بیلیردی: فکر می‌کرد
* کی: که
* سادجه او‌لاراق: فقط
* بالاسینین: بچه‌ش
* کئفی یوخدور: حالش خوب نیست
* بو کئفسیزلیک: این بی حالی
* تئزلیکله: به زودی
* کئچیب گئده‌جک‌دیر: خوب میشه/می‌گذرد
* ترجمه: مادرش اول فکر می‌کرد که فقط حال بچه‌ش خوب نیست، این بی حالی به زودی خوب میشه.

لاکین… دئمه, بالاجا بالیغین دردی واریمیش…
* لاکین: اما
* دئمه: نگو
* بالاجا بالیغین: ماهی کوچولو
* دردی واریمیش: غصه داشته
* ترجمه: اما... نگو، ماهی کوچولو غصه داشته...

بیر گون سحر تئز‌دن, گونش دوغمامیش, بالاجا بالیق آناسینی یوخو‌دان اویادیب:
* بیر گون: یک روز
* سحر تئز‌دن: صبح زود
* گونش دوغمامیش: قبل از طلوع آفتاب
* بالاجا بالیق: ماهی کوچولو
* آناسینی: مادرش را
* یوخو‌دان اویادیب: از خواب بیدار کرد
* ترجمه: یک روز صبح زود، قبل از طلوع آفتاب، ماهی کوچولو مادرش را از خواب بیدار کرد:

-آناجان, -دئدی, سنه بیر نئچه کلمه سؤزوم وار.
* آناجان: مادرجان
* دئدی: گفت
* سنه: با تو
* بیر نئچه کلمه: چند کلمه
* سؤزوم وار: حرف دارم
* ترجمه: مادرجان، گفت، با تو چند کلمه حرف دارم.

-ائه, سن ده واخت تاپدین! ‌دانیشماغی سونرایا ساخلا. یاخشی او‌لار کی, گزمه‌یه چیخاق, -دئیه آنا بالیق گؤزلرینی اوووشدوردو و اسندی.
* ائه: اِه
* سن ده واخت تاپدین: تو هم وقت گیر آوردی
* ‌دانیشماغی: حرف زدن رو
* سونرایا ساخلا: بذار بعداً
* یاخشی او‌لار کی: بهتره که
* گزمه‌یه چیخاق: بریم گردش
* دئیه: درحالی که
* آنا بالیق: ماهی مادر
* گؤزلرینی اوووشدوردو: چشماش رو مالید
* و اسندی: و خمیازه کشید
* ترجمه: اِه، تو هم وقت گیر آوردی! حرف زدن رو بذار بعداً. بهتره که بریم گردش - در حالی که اینو میگفت ماهی مادر چشماش رو مالید و خمیازه کشید.

-یوخ, آناجان, من داها بئله گزمه‌یی ایستمیرم. گرک بور‌دان گئدم, -دئیه بالاجا بالیق اعتراض ائتدی.
* یوخ: نه
* آناجان: مادرجان
* من داها: من دیگه
* بئله گزمه‌یی: اینجوری گشتن رو
* ایستمیرم: نمیخوام
* گرک: باید
* بور‌دان: از اینجا
* گئدم: برم
* دئیه: درحالی که
* بالاجا بالیق: ماهی کوچولو
* اعتراض ائتدی: اعتراض کرد
* ترجمه: نه مادرجان، من دیگه اینجوری گشتن رو نمیخوام. باید از اینجا برم - در حالی که اینو میگفت ماهی کوچولو اعتراض کرد.

آناسی حیرتله اونا باخیب سوروشدو:
* آناسی: مادرش
* حیرتله: با تعجب
* اونا باخیب: بهش نگاه کرد
* سوروشدو: پرسید
* ترجمه: مادرش با تعجب بهش نگاه کرد و پرسید:

-دوغور‌دان گئتمک ایستییرسن?
* دوغور‌دان: واقعاً
* گئتمک ایستییرسن: میخوای بری؟
* ترجمه: واقعاً میخوای بری؟

-بلی, آناجان, حؤکمن گئتمه‌لییم!
* بلی: بله
* آناجان: مادرجان
* حؤکمن: حتماً
* گئتمه‌لییم: باید برم
* ترجمه: بله مادرجان، حتماً باید برم!

-آخی, آلاقارانلیقدا هارا گئتمک ایستییرسن?
* آخی: آخه
* آلاقارانلیقدا: توی گرگ و میش هوا
* هارا: کجا
* گئتمک ایستییرسن: میخوای بری؟
* ترجمه: آخه، توی این گرگ و میش هوا کجا میخوای بری؟

-ایستییرم, گئدیم گؤروم, آرخ هارادا قورتاریر. بیلیرسنمی, آناجان, اوزون مدت‌دیر کی, فیکیرله‌شیرم, گؤره‌‌سن آرخ هارادا قورتاریر? اما ایندییه قدر بیر نتیجه‌یه گله بیلمه‌میشم.
* ایستییرم: میخوام
* گئدیم گؤروم: برم ببینم
* آرخ: نهر
* هارادا قورتاریر: کجا تموم میشه
* بیلیرسنمی: میدونی؟
* آناجان: مادرجان
* اوزون مدت‌دیر کی: یه مدته که
* فیکیرله‌شیرم: فکر میکنم
* گؤره‌‌سن آرخ هارادا قورتاریر: ببینم نهر کجا تموم میشه
* اما: اما
* ایندییه قدر: تا حالا
* بیر نتیجه‌یه گله بیلمه‌میشم: به نتیجه‌ای نرسیدم
* ترجمه: میخوام برم ببینم، نهر کجا تموم میشه. میدونی مادرجان، یه مدته که دارم فکر میکنم، ببینم نهر کجا تموم میشه؟ اما تا حالا به نتیجه‌ای نرسیدم.

دونن گئج‌دن گؤزومو یومماییب هر شئیی گؤتور- قوی ائتمیشم. بئله قراره گلمیشم کی, اوزوم گئدیب آرخین قورتاراجاغینی تاپیم. بیلمک ایستییرم باشقا یئرلرده نه وار, نه یوخ.
* دونن گئج‌دن: از دیروز تا حالا
* گؤزومو یومماییب: چشمامو نبستم (نخوابیدم)
* هر شئیی گؤتور- قوی ائتمیشم: همه چیز رو سبک سنگین کردم
* بئله قراره گلمیشم کی: به این نتیجه رسیدم که
* اوزوم: خودم
* گئدیب: برم
* آرخین قورتاراجاغینی تاپیم: ته نهر رو پیدا کنم
* بیلمک ایستییرم: میخوام بدونم
* باشقا یئرلرده نه وار, نه یوخ: توی جاهای دیگه چی هست، چی نیست
* ترجمه: از دیروز تا حالا چشمامو نبستم و همه چیز رو سبک سنگین کردم. به این نتیجه رسیدم که خودم برم ته نهر رو پیدا کنم. میخوام بدونم توی جاهای دیگه چی هست، چی نیست.

اوقدر آیریلیق حسرت گوریپکی،کوره اویرنیبدیر دیلی کونلومون
(آنقدر جدایی و حسرت دیده که،به غم خو کرده دلم...)
***
دیندیرمه آغلایار آغلادار سنی،دردی چوخالیبدیر دلی کونلومون
(صدایش مکن گریه می کند و می گریاند تو را،افزون تر شده درد دل دیوانه ام)
***
گجه ده گوندوزده آختاریر گوزوم،ایتیپ جواهری لعلی کونلومون
(شب و روز چشمم در انتظار است،گم شده جواهر پربهای دلم )
***
سوزولوبدور گوزون قاشین،دردین اولسون داغین داشین
(ای که چشم و ابرویت کشیده،درد و رنجت بر کوه و سنگ باد)
***
گل قورودوم گوزون یاشین،یار باشینا دونوم سنین،گل باشینا دونوم سنین
(بیا پاک کنم اشک چشمت را،یار دور سرت بگردم،بیا دور سرت بگردم)
***
سن جانیمدا آیری جانسان،شیرین آرزوم مرادیمسان
(تو در جان من جان تازه ای،آرزوی شیرین و مراد دلی)
***
گوزلیرم هاردا اولسان،یار باشینا دونوم سنین
(به انتظارتم هر جا که باشی،یار دور سرت بگردم)
***
نه ددیم کی دولدو گوزون،آغ لاله دی سانکی یوزون
(چه گفتم که پر شد نگاهت،چو لاله ی سفید است رویت)
***
ندیر منه سویله سوزون،یار باشینا دونوم سنین،گل باشینا دونوم سنین
(حرف دلت چیست با من بگو،یار دور سرت بگردم،بیا دور سرت بگردم)
***
گل باریشاخ گولخ ینه،عمر جالا سن عمرومه
(بیا آشتی کنیم و بخندیم دوباره،عمر تازه ببخش به عمرم)
***
تسلی سن بو کونلومه،یار باشینا دونوم سنین،گل باشینا دونوم سنین
(تویی به دل من تسلی،یار دور سرت بگردم،بیا دور سرت بگردم)
***
سن جانیمدا آیری جانسان،شیرین آرزوم مرادیمسان
(تو در جان من جان تازه ای،آرزوی شیرین و مراد دلی)
***
گوزلیرم هاردا اولسان،یار باشینا دونوم سنین
(به انتظارتم هر جا که باشی،یار دور سرت بگردم)

آتالار سوزو  ضرب المثل ترکی

50 ضرب المثل ترکی با معادل فارسی

آتالار سوزو

تولکویه دئدیلر هانی شاهدون دئدی قویروغوم.
«به روباهه گفتن شاهدت کیه؟ گفت: دمبم.»

ظالمین رشته اقبالینی بیر آه کسر
مانع رزق اولانون رزقنی الله کسر.
یک آه رشته اقبال ظالم را قطع می‌کند. خداوند رزق کسی را که مانع رزق مردم بشود، قطع می‌کند

هرکیم ائششه ک اولدو سنده پالانی اول
هرکس الاغ شد، تو پالان.

هاردا آشدی، اوردا باشدی
هر جا آش هست، آنجا سر هم است.

اوزو یئخئلان آغلاماز
خود کرده را تدبیر نیست

یاغ یؤغورتداندی، یؤغورت یاغدان
کره از ماست بعمل می‌آید و ماست از کره.

بش بارماغ بشیده بیر اولماز
پنج انگشت برابر نیستند

داغدان گلیپ باغداکى نى قوور
از پشت کوه آمده و می‌خواهد کسى را که در باغ است بیرون کند. (یعنی مهمان آمد صاحبخانه را بیرون کرد).

ایش قالسا اوستونه قار یاغار
کار امروز را به فردا مسپار

ضرابخانا آچمامیشام
ضرابخانه باز نکرده‌ام. (سر گنج ننشستم)

قورخان گوزه چوب دوشه ر
از هر چی بترسی، سرت میاد

ریحان مرزه کردیسینه گتمیرکی
به کرت و باغچه ریحان مرزه که نمی‌رود. یعنی: این کار مشکلاتی هم دارد، جشن و ضیافت که نیست.

زحمت سیز بال دادانمازسان
نابرده رنج گنج میسر نمیشود

رشوه جهنمی ایشیقلاندیرار
رشوه جهنم را درخشان می‌کند. رشوه خوار ها در جهنم بسیارند

ایلان هر یئره ایری گدسه، اوز یوواسینا دوز گدر
مار هر کجا که کج بره، خونه خودش راست میره

لای لای بیلیرسن نیه یاتمیرسان؟
اگر لالایی بلدی چرا خوابت نمی‌برد؟

آتاسئنا خئیئری اولمایان کیمه خئییری اولار؟
کسی که به پدرش خوبی نمیکند به چه کسی خوبی میکند

حق الی بیکار قالماز، گئژ کسر، کارلی کسر
دست حق بی‌کار ننشیند. دیر می‌برد اما خوب می‌بُرد.

بوغدا بوغدادان بیته ر
گندم از گندم بروید جو از جو

هر نه اکیرسن، اونودا بیچیرسن
هرچه بکاری همان را درو میکنی

شاهدده ایمان یوخ، بیگ ده عدالت
زیبا رویان ایمان ندارند و پادشاهان عدالت ندارند

فیلین بیر فکری وار، فیلبانین مین
فیل یک آرزو دارد و فیلبان هزار آرزو.

وارلی گئیه نده دییه رلر موبارکدیر ، یوخسول گئیه نده دییه رلر هاردان تاپدین ؟
شخص پولدار بپوشد ( می‌گویند) مبارک باشید، فقیر بپوشد ، از کجا ، آورده؟

هرکس ساغ اولسون اوزونه
هرکس باید به خود متکی باشد و از دیگران انتظار نداشته باشد

هوشون منبرده اولسون
فکرت پیش منبر باشد. دقت کن و خوب گوش بده.

هر زادئن تزه سی، دوستون کوهنه سی
هر چیز تازه اش خوب است دوست کهنه اش

چال سووا ایچ
بگذار در کوزه و آبش را بخور.

بیر تیکه نی بیلمه ین، مین تیکه نیده بیلمز
کسی یک خوبی را که در حقش شده نفهمد هزار خوبی دیگر را هم نخواهد فهمید

چرچى کیسه سینده کین ساتار
پیله ور آنچه را که در کیسه‌اش دارد، می‌فروشد.

آلله بیر قاپینی باغلاسا، آیری قاپی آچار
خدا گر ز رحمت ببندد دری زرحمت گشاید در دیگری

آغزیوا باخ تیکه توت
به اندازه دهانت لقمه بردار

کورآللاهدان نه ایستر، ایکی گؤز بیری ایری بیری دوز
کوراز خدا چی می‌خواد؟ دو تا چشم، یکی کج، یک سالم.

زیانئن یارسئندان قایئتماق قازانجدئر
ضرر را از هر کجا بگیری نفع است

بش بارماغ بشیده بیر اولماز
پنج انگشت برابر نیستند

چوخ یاشایان چوخ بیلمز، چو گزه ن چوخ بیلر
کسی که زیاد عمر کند زیاد نمیداند، کسی که زیاد سفر کند زیاد میداند

ایش قالسا اوستونه قار یاغار
کار امروز را به فردا مسپار

چالما قاپیمی ، چالار لار قاپینی
درم را نکوب، در تو را هم می کوبند

زحمت سیز بال دادانمازسان
نابرده رنج گنج میسر نمیشود

آج قارین ، آجی آیران
شکم گرسنه، دوغ تلخ

آغزیوا باخ تیکه توت
به اندازه دهانت لقمه بردار

ایتین ایاغیندان تیکان چیخاردیر
از پای سگ خار در می‌آورد.


ایری اوتوراق دوز دانیشاق
کج بشین، راست صحبت کن.

ایشله ین دمیری، پاس باسماز
آهنی که کار کند زنگ نمی زند

اوزو به زکلی ، ایچی ته زکلی
صورت بزک شده، داخلش کود ،پِهِن

آتالار


با اجازه استاد عزیز

50 ضرب المثل ترکی با معادل فارسی

ضرب المثل های زیبای ترکی با ترجمه فارسی

تولکویه دئدیلر هانی شاهدون دئدی قویروغوم.
«به روباهه گفتن شاهدت کیه؟ گفت: دمبم.»

ظالمین رشته اقبالینی بیر آه کسر
مانع رزق اولانون رزقنی الله کسر.
یک آه رشته اقبال ظالم را قطع می‌کند. خداوند رزق کسی را که مانع رزق مردم بشود، قطع می‌کند

ضرب المثل ترکی مشهور با معادل فارسی

هرکیم ائششه ک اولدو سنده پالانی اول
هرکس الاغ شد، تو پالان.

هاردا آشدی، اوردا باشدی
هر جا آش هست، آنجا سر هم است.

اوزو یئخئلان آغلاماز
خود کرده را تدبیر نیست

یاغ یؤغورتداندی، یؤغورت یاغدان
کره از ماست بعمل می‌آید و ماست از کره.

ضرب المثل قدیمی ترکی

بش بارماغ بشیده بیر اولماز
پنج انگشت برابر نیستند

داغدان گلیپ باغداکى نى قوور
از پشت کوه آمده و می‌خواهد کسى را که در باغ است بیرون کند. (یعنی مهمان آمد صاحبخانه را بیرون کرد).

ایش قالسا اوستونه قار یاغار
کار امروز را به فردا مسپار

ضرب المثل های ترکی

ضرابخانا آچمامیشام
ضرابخانه باز نکرده‌ام. (سر گنج ننشستم)

قورخان گوزه چوب دوشه ر
از هر چی بترسی، سرت میاد

ریحان مرزه کردیسینه گتمیرکی
به کرت و باغچه ریحان مرزه که نمی‌رود. یعنی: این کار مشکلاتی هم دارد، جشن و ضیافت که نیست.

ضرب المثل های زیبای ترکی

زحمت سیز بال دادانمازسان
نابرده رنج گنج میسر نمیشود

رشوه جهنمی ایشیقلاندیرار
رشوه جهنم را درخشان می‌کند. رشوه خوار ها در جهنم بسیارند

ایلان هر یئره ایری گدسه، اوز یوواسینا دوز گدر
مار هر کجا که کج بره، خونه خودش راست میره

لای لای بیلیرسن نیه یاتمیرسان؟
اگر لالایی بلدی چرا خوابت نمی‌برد؟

ضرب المثل ترکی در مورد پدر

آتاسئنا خئیئری اولمایان کیمه خئییری اولار؟
کسی که به پدرش خوبی نمیکند به چه کسی خوبی میکند

حق الی بیکار قالماز، گئژ کسر، کارلی کسر
دست حق بی‌کار ننشیند. دیر می‌برد اما خوب می‌بُرد.

وغدا بوغدادان بیته ر
گندم از گندم بروید جو از جو

ضرب المثل های معروف ترکی

هر نه اکیرسن، اونودا بیچیرسن
هرچه بکاری همان را درو میکنی

شاهدده ایمان یوخ، بیگ ده عدالت
زیبا رویان ایمان ندارند و پادشاهان عدالت ندارند

فیلین بیر فکری وار، فیلبانین مین
فیل یک آرزو دارد و فیلبان هزار آرزو.

وارلی گئیه نده دییه رلر موبارکدیر ، یوخسول گئیه نده دییه رلر هاردان تاپدین ؟
شخص پولدار بپوشد ( می‌گویند) مبارک باشید، فقیر بپوشد ، از کجا ، آورده؟

هرکس ساغ اولسون اوزونه
هرکس باید به خود متکی باشد و از دیگران انتظار نداشته باشد

ضرب المثل به زبان ترکی

هوشون منبرده اولسون
فکرت پیش منبر باشد. دقت کن و خوب گوش بده.

هر زادئن تزه سی، دوستون کوهنه سی
هر چیز تازه اش خوب است دوست کهنه اش

چال سووا ایچ
بگذار در کوزه و آبش را بخور.

بیر تیکه نی بیلمه ین، مین تیکه نیده بیلمز
کسی یک خوبی را که در حقش شده نفهمد هزار خوبی دیگر را هم نخواهد فهمید

ضرب المثل ترکی آذری

چرچى کیسه سینده کین ساتار
پیله ور آنچه را که در کیسه‌اش دارد، می‌فروشد.

آلله بیر قاپینی باغلاسا، آیری قاپی آچار
خدا گر ز رحمت ببندد دری زرحمت گشاید در دیگری

آغزیوا باخ تیکه توت
به اندازه دهانت لقمه بردار

زیباترین ضرب المثل های ترکی

کورآللاهدان نه ایستر، ایکی گؤز بیری ایری بیری دوز
کوراز خدا چی می‌خواد؟ دو تا چشم، یکی کج، یک سالم.

زیانئن یارسئندان قایئتماق قازانجدئر
ضرر را از هر کجا بگیری نفع است

بش بارماغ بشیده بیر اولماز
پنج انگشت برابر نیستند

ضرب المثل ترکی با معنی

چوخ یاشایان چوخ بیلمز، چو گزه ن چوخ بیلر
کسی که زیاد عمر کند زیاد نمیداند، کسی که زیاد سفر کند زیاد میداند

ایش قالسا اوستونه قار یاغار
کار امروز را به فردا مسپار

چالما قاپیمی ، چالار لار قاپینی
درم را نکوب، در تو را هم می کوبند

زحمت سیز بال دادانمازسان
نابرده رنج گنج میسر نمیشود

ضرب المثل های ترکی اذربایجانی

آج قارین ، آجی آیران
شکم گرسنه، دوغ تلخ

آغزیوا باخ تیکه توت
به اندازه دهانت لقمه بردار

ایتین ایاغیندان تیکان چیخاردیر
از پای سگ خار در می‌آورد.


ایری اوتوراق دوز دانیشاق
کج بشین، راست صحبت کن.

ایشله ین دمیری، پاس باسماز
آهنی که کار کند زنگ نمی زند

اوزو به زکلی ، ایچی ته زکلی
صورت بزک شده، داخلش کود ،پِهِن

اودا گلمیسن سویا ؟
به آتش آمده‌ای یا آب؟به جنگ آمدی یا صلح؟ آتش= جنگ، آب= صلح

قونشو قونشودان سحر اویانماغی اؤرگه نه ر
همسایه از همسایه، صبح بیدار شدن را یاد می‌گیرد.

کور آلاهدان نه ایستر ، ایکی گوز بیری اگری بیری دوز.
کور از خدا چی میخواد دوتا چشم یکی کج یک سالم.

ایت هورر کروان کئچر

سگ عوعو می کند کاروان میگذرد و عبور می کند
جواب ابلهان خاموشی است

قونشو قونشودان سحر اویانماغی اؤرگه نه ر
همسایه از همسایه، صبح بیدار شدن را یاد می‌گیرد.

بورنو یئللی دیر.
«دماغش باد دارد.»

هامیسی بیر بئزین قیراغیدی.
سروته یه کرباسه

اودا گلمیسن سویا ؟
به آتش آمده‌ای یا آب؟به جنگ آمدی یا صلح؟ آتش= جنگ، آب= صلح

قونشو قونشودان سحر اویانماغی اؤرگه نه ر
همسایه از همسایه، صبح بیدار شدن را یاد می‌گیرد.

کور آلاهدان نه ایستر ، ایکی گوز بیری اگری بیری دوز.
کور از خدا چی میخواد دوتا چشم یکی کج یک سالم.

ایت هورر کروان کئچر
جواب ابلهان خاموشی است

قونشو قونشودان سحر اویانماغی اؤرگه نه ر
همسایه از همسایه، صبح بیدار شدن را یاد می‌گیرد.

بورنو یئللی دیر.
«دماغش باد دارد.»

هامیسی بیر بئزین قیراغیدی.
سروته یه کرباسه

سن اولماسان زهرا

اگر یولی واردی خانم قال گئتمه
اگر راهی داره خانم بمون نرو
سنی بوحالداگورورم گونده نچه یول اولورم
توروبه این حال میبینم درروزچندراه میمیرم
دلخوشلوقان گوره فقط اوده دئیرم گلورم
ازدلخوشی دیدن فقط خونه میگم میخندم
علینی آغلاتما جانیم سنه فدا
علی روبه گریه ننداز جانم فدای تو
علینی آغلاتماگوزووی باغلاما
علی روبه گریه ننداز چشمتونبند
علینی آغلاتما یارالی گئتمه دا
علی روبه گریه ننداز زخمی نرو دیگه
سن اولماسان ایستمیرم دنیانی
تونباشی نمیخوام دنیارو
کیمه دویوم بوغصه جریانی
به کی بگم جریان این غصه رو
فاطمه خوش گونومیزپس هانی
فاطمه روزای خوشمون پس کجاس
بولوتلانیب گنه سسیم
ابرشده دوباره صدام
دای قالمیوبدی بیرکسیم
دیگه نموند یک کسم
سنون تکی فاطمه جان
از تکی تو فاطمه جان
یوخاری گلمیر نفسیم
بالا نمیاد نفسم
سن اولماسان زهرا
تونباشی زهرا
علی نینیجاق
علی چه کنه
بو قلبیم دولاجاق
این قلبم خواهد چرخید
منیم اویم سن سیز
خونه من بی تو
منه قبر اولاجاق
برای من قبر خواهد شد
یافاطمه

امام‌ رضا ع نوحه سی

سلام ای غربتین درد آشناسی

سلام ای ملک ایرانین صفاسی

بیزیم امیدیمیز محشرده سن سن

سلام ای شیعه نین باب رجاسی

چاره سیز قالانلا ،،، دردمند اولانلار ،،، سسلنر ئورکدن ،،، جانم رضا جان

سریر ارتضی سلطانی سن سن

دواسیز دردلرین درمانی سن سن

بهشتی نیلیروخ سن سیز رضا جان

ولایت اهلینون رضوانی سن سن

رضا جان مرقدون دارالشفادی

صفاسی برتر از مروه صفادی

یازوب ایرانیلار جان دفترینده

بیزه سلطان فقط موسی الرضا دی

گدایم مفلسم ناقابلم من

دیار عشقیده پا درگلم من

عیاریم آزدی کویونده غبارم

آقا ایله نظر بیر سائلم من

ئورکدن جوش ائدن احساسه خاطر

منِ خاره نظر قیل یاسه خاطر

امیدیم ناامید ائتمه رضا جان

الیمدن دوت عمون عباسه خاطر

ئورکده تابیمیز سن سن رضاجان

مه و مهتابیمیز سن سن رضاجان

سنی زهرا بیزی سالما نظردن

بیزیم اربابیمیز سن سن رضاجان

مهدی باباپور