سارا کوچولو در دفتر نقاشی، یک خروس کشید. یک خروس سرخ و سفید و زبر و زرنگ که دانه می خورد. بعد در آن طرف دفتر یک روباه کشید. قهوه ای و زیبا. روباه که خوابید، سارا کوچولو از اتاق بیرون رفت. روباه از خواب پرید. چشمش به خروس افتاد. خروس چاق و چله، ترسید و مداد سارا را دید. آن را برداشت و یک رودخانه کشید. روباه افتاد توی رودخانه. خروس زد زیر خنده. ناگهان چشم روباه به پاک کن سارا افتاد. آن را برداشت و رودخانه را پاک کرد و خروس را دنبال کرد. خروس هم بیکار نشد. یک نرده کشید. روباه محکم به نرده خورد. روباه پاک کن را برداشت و 

 

نرده را پاک کرد. این بار خروس یک شاخه کشید و رفت بالای شاخه. روباه هم می خواست از درخت بالا برود، ولی افتاد زمین. دیگر دنبال خروس نرفت. چشمهایش را بست و توی کتاب سر جایش خوابید. خروس هم رفت سرجایش تا دانه بخورد.

 

ترجمه ترکی آذری

 

 

ناغيل
بالاجا سارا نقاشی دفترینده بیر خوروز چکدی. آغلى- قیرمیزیلی، زرنگ بیر خوروز کی، دن پئییر. س ونرا دفترین او آلینده بیر تولکو
چکدی.
قهوه ای و گؤزل. تولکو کی یاتدی، بالاجا سارا اوتاق دان ائشییه چیخدی. تولکو یوخودان دیسکیندی. گؤزو خوروزا دوشدو. کوک خوروز قورخدو، س ارانین مدادین گؤردو. اونو گؤتوروب، بیر چای چکدی. تولکو دوشدو چای ایچینه. خوروز باشلادی گولمه یه. بیردن تولکونون گؤزو س ارانین سیله نينه دوشدو. اونو گؤتوروب، چایی سیلدی، خوروزون دالیسيجا دوشدو. خوروزدا بیکار دورمادی. بیر نرده چکدی. تولکو برک دن نرده یه ده یدی. تولکو سیله نی گؤتوردو، 

 

نردهنی سیلدی. بو دفعه خوروز بیر بوداق چکدی، بوداغین اوستونه چیخدی. تولکو ده ایسته پیردی آغاجدان اوسته چیخسین، اما یئره دوشدو. داها خوروزون دالیسیجا گئتمهدی. گؤزلرین یومدو کتابین ایچینده یئرینده یاتدی. خوروز دا یئرینه گئتد
ی تا دن پئسين