يازيق آلی کور بدبخت اولدو.
بدبخت اولدو، بدبخت . روشن - گؤرونور تاقصيرين واریمیش هلبت ؟ آلى - اورتادا یوخ ایدی هئچ بير مقصدیم ،
من خانا بیر خیدمت ائتمک ایسته دیم ، نه قدمر جینس آت وار سئچدیم ساخلادیم
واللاهی یوخ ایدی هئچ بير مقصدیم . ( آغلايبر ) أه . آه ، آه ، آه .. قیزلار - نه قدهر قوللوق ائیله سن،
يولوندا جانیندان کئچه سن، یئنه ده اخیردا سندن ، راضي قالماز اصلانه بگ، نه خان ، نه پاشا ،
نه تاجير ، نه اعیان . ألي - اولدون سن کوراوغلو ،
اولدون سن کوراوغلو کوراوغلو، کوراوغلو ،
کوراوغلو، کوراوغلو . کوراوغلو - تنگه گلدیک یوخ توان ،
از دی بیزی وحشی خان ، گؤرمهدیک بیر یاخشی گون هرگیز ، محو ائدیلدیک بوس - بوتون ، بگ ، خان ، پاشا، مولکه دار ، يانسين ، يانسين هر نه وار ، قالخسین عوصیان شوعلهسی ، رد اولسون وحشی بگ - خان ، من دائما دوشمنم خانلارا ، دوشمن ،
دوشمن 

 

ترجمه فارسی

 

 

آلی بیچاره کور و بدبخت شد
بدبخت شد ، بدبخت ، روشن - بنظر میرسد که تقصیری داشته ای ، الى - در این میان هیچ منظوری نداشتم ،
من خواستم خدمتی برای خان کرده باشم ، هر چه اسب اصیل بود انتخاب کردم و نگاه داشتم ، واله هیچ مقصودی نداشتم،
(میگرید ) آه ، آه، آه . دختران - هر قدر بندگیش را بکنی ،
حتی بخاطرش از جانت هم بگذری ، باز هم آخرسر از تو، اصلا راضی نیست نه بیگ ، نه خان ، نه پاشا .
نه تاجر ، نه اعیان . آلى - حالا تو شدی پسر یک کور ،
حالا تو شدی پسر یک کور . پسر یک کور ،
پسر یک کور . کوراوغلو - بتنگ آمدیم . دیگر توانی در ما باقی نمانده
خان وحشی ما را له کرا. هرگز روز خوشی ندیدیم ، ما همگی نابود شدیم . بیگ، خان ، پاشا، زمیندار ، همه بسوزند و نابود شوند همراه با هر چه هست ، آتش عصیان زبانه بکشد ، گم شوند خان و بیگ وحشی، من همیشه دشمن خانها هستم ، دشمن .
دشمن ،