دارکوب
 

"دارکوب" از جاندارانی است که در زبان‌های زیادی، برای نام‌گذاری به رفتارشان توجه شده است. در فارسی، نام این جاندار بَرآمده از "دار" است به معنی درخت و "کوب" به معنیِ کوبنده.
همین منطق نام‌گذاری را در زبان‌های دیگری هم می‌بینیم:

تُرکی استانبولی: ağaçkakan

ترکی آذری: آغاج دَلَن

ترکمنی: آغاچ دشن

تالشی: دار دارَکو

کردی سورانی: دارته قنه

کردی کرمانجی: چکچکوک ("منقار چکش")

مازندرانی: دار کِتِن

لری: کِل دارکن ("پوست درخت‌کن")

عربی: نقار الخشب ("سوراخ‌کننده چوب")

انگلیسی: woodpecker

برخیِ گونه‌های وِلاتی: بنه‌سونه ("سوراخ‌کننده درخت")

گویش نَنَجی: درخت سوراخ‌کُن
...
در ایران، "دارکوب بلوچی/ سندی" و "دارکوب باغی" از بقیه ارقام شناخته‌شده‌تر هستند. 
زبان، اَنگُشتان و دُم دارکوب بسیار قوی است: زبان دراز او در بیرون کشیدن حشره‌ها و کِرم‌های زیر پوست درخت به کارش می‌آید؛ انگشتان جلویی او برای نِگَه داشتنش بَر روی تَنه و شاخه درخت به کار می‌روند؛ و دُم او نقش تکیه‌گاه را دارد برایش. ... .