هوس کردن
هوس کردن...تمایل داشتن
گوول ایستماخ... اورگ ایستماخ
To feel like + (verb+ing)
I feel like going to the beach.
هوس کردم برم کنار دریا.
گولوم ایستیر گدم دریانون کینارونا
I feel like talking.
هوس کردم حرف بزنم.
گولوم ایستیر دانوشام
I feel like having friends over to my house.
هوس کردم دوستانم رو به خونه ام دعوت کنم.
گولوم ایستیر یولداشلاریمی اویمه چایورام
I feel like watching TV.
هوس کردم تلویزیون تماشا کنم.
گولوم ایستیر تیلویزیونا باخام
…………………………………………
+ نوشته شده در سه شنبه دوم دی ۱۳۹۹ ساعت 14:28 توسط مجیدpashangpour
|