صفت در ترکی آذربایجانی
صفت
صفت در زبان ترکی قبل از اسم آمده و اسم را به شنونده می شناساند. اگر قید وابسته به فعل است ، صفت نیز وابسته به اسم است و معنا و مفهوم آن همراه با اسم تکمیل می شود.
۱ـ ساختار صفت در ترکی
صفت در ترکی مانند اسم دارای سه ساختار متفاوت است:
صفت ساده ، مشتقی و مرکب.
۱ـ الف: صفت ساده
ابن نوع صفت کلماتی هستند که ذاتاً صفت هستند ، مانند: پیس ، یاش ، آغ.تقریباً تمام صفات ساده ترکی تک هجائی هستند. احتمال وجود دارد که صفات ساده دو هجائی دارای بن هستند و به تک هجا ختم می شوند. مانند «یاشیل» که احتمالاً از «یاش» گرفته شده است. یا «قیسسا» که در اصل «قیتسا» از مصدر «قیتماق» (بریدن) می باشد. به هرحال چون روی ریشه این نوع صفات قطعیت وجود ندارد ، آنها را ساده محسوب می کنیم
۱ـ ب: صفت مشتقی
منظور از اسم ، بصورت عام شامل اسم ، صفت ، ضمیر ، عدد و … است. لذا صفت نیز می تواند از چسبیدن پیوندها به انتهای اسم ، عدد ، ریشه فعلی و … ساخته شود که با مراجعه به آن مباحث می توان صفتهای مشتقی یا پیوندی را از بقیه متمایز کرد و دیگر نیازی به اطاله کلام در اینجا نیست. در اینجا برای نمونه به چند مورد اشاره می کنیم:از جمله صفاتی که از بن فعلی ساخته می شد: سورگون ، دورغون ، یازیچی ، قیزاریق ، دونمااز جمله صفاتی که از بن اسمی ساخته می شد: دادلی ، یوخولو ، یوخوسوز ، بوغازجیل
۱ـ ج: صفت مرکب
صفت مرکب نیز مانند اسم مرکب می تواند با ترکیبی از صفت ، اسم ، عدد و … ساخته شود. با مراجعه به مبحث اسم و ساختار اسم مرکب ، این منظور را راحتتر تفهیم می شوید. حالات مختلف این نوع صفت را در مثالهای زیر تشخیص دهید:آجلی ـ توخلو ، آدلی ـ سانلی ، قیرمیزی دون ، قارا چادیر ، قارا باش کیشی ، آلچاق کیشی ، بوینوزلو کئچی ، اوجا ـ اوجا ، قیشقیرا ـ قیشقیرا ، بالا ـ بالا ، قارنی توخ آدام ، گؤزو توخ آدام ، بیر قیچلی کیشی ، بئش ایللیک یولداش ، بئش طبقه لیک آپارتمان
۲ـ درجات صفات در ترکی
درجات صفات در ترکی امری استثنائی و منحصر بفرد است. هیچ زبانی از نظر درجات صفات دارای گستردگی و تنوع به اندازه زبان ترکی نیست. اولاً در این زبان به جای سه درجه صفت عادی ، برتر و برترین ، پنج درجه صفت داریم. ثانیاً به جای یک نوع ساختار برای هر کدام ، چندین پیوند برای نشان دادن هر درجه وجود دارد. در ادامه و با مقایسه آن با صفات زبان فارسی ، به عمق این موضوع پی خواهیم برد
۲ـ الف: صفت عادی (آنا صفت)
این نوع صفت ، ذاتاً صفت است و مقایسه ای بین دو یا چند موضوع صورت نمی گیرد. مانند: گؤزل ، اوجا ، آلچاق ، کؤک ، آریق ، آغ ، قارا ، پولسوز
۲ـ ب: صفت برتر یا قیاسی (توتوشدورما صفتی)
برای مقایسه دو چیز در زبان ترکی بعد از صفت از پیوند دوگانه «راق/رک» و گاهی از پیوند چهارگانه «لی» استفاده می کنند. مانند: یاخشیراق (بهتر) ، اوجاراق (بلندتر) ، گوده رک (کوتاهتر) ، چوخلو (بیشتر) ، وارلی (پولدارتر) ، خئیلی (زیادتر)
۲ـ ج: صفت تفضیلی یا برترین (اوستونلوک صفتی)
در ترکی نوشتاری با آوردن «ان» قبل از صفت مفهوم برترین را به صفت می دهیم. مانند: ان یاخشی (بهترین) ، ان آلچاق (کوتاهترین) ، ان اوجا (بلندترین) ، ان پوتا (چاقترین).در ترکی محاوره بجای «ان» از «لاپ» استفاده می شود. مانند: لاپ یاخشی ، لاپ اوجا ، لاپ آلچاق ، لاپ پوتا
۲ـ د: صفت مطلق
این صفت مخصوص زبان ترکی است. در زبان فارسی صفت تفضیلی یا برترین نمی تواند درجه آن صفت را بطور مطلق نشان دهد. فرض کنید بلندترین قد دانش آموزی در یک دبیرستان هزار نفری ۱۴۷ سانتیمتر است. آیا صفت «بلندقدترین» شایسته او هست؟ آیا با شنیدن صفت «زیباترین» واقعاً خیالمان راحت می شود که هیچ کم و کسری ندارد یا شاید در مقایسه با دیگران زیبا است و اگر ما ببینیم شاید زشت هم باشد؟ این مشکل در زبان ترکی بوسیله صفت مطلق حل می شود و وقتی با این درجه ، صفتی را تعریف می کنیم ، متوجه می شویم که آن موضوع ذاتاً دارای آن صفت است و قیاسی صورت نمی گیرد. گاهی این درجه از صفت را در ترکی حالت مبالغه و شدت نیز تعریف می کنند.برای ساختن این درجه از صفت ، یکی از حروف «م ـ پ» را به انتهای هجای اول اضافه کرده و این ترکیب را قبل از همان صفت می آوریم(اگر انتهای هجای اول دارای حرف صدادار نیست ، بجای همان حرف یکی از این دو حرف را قرار می دهیم). مثلاً برای ساختن صفت مطلق برای صفت «قارا» (سیاه) ، به انتهای هجای اول آن (قا) ، حرف «پ» را اضافه می کنیم و ترکیب «قاپ» را قبل از همان صفت (قارا) می آوریم که می شود: قاپ قارا (سیاه مطلق). به همین ترتیب می بینیم: یام یاشیل ، گؤم گؤی ، گؤپ گؤزل ، آپ آغ (آغ آپ آغ) ، دوم دورو ، بوم بوز ، ایپ ایستی ، سوپ سویوق ، ساپ ساری ، قیپ قیرمیزی ، سپ سرین ، بوم بوش
۲ـ ر: صفت خفیف
همان مشکلی که در بیان صفت برترین در زبان فارسی داشتیم ، در بیان صفت خفیف و کم نیز وجود دارد. چطور می توان خفیف بودن اندازه رنگ ، قد ، دما ، دیوانگی ، قدبلندی ، کوتاه قدی و … را بیان کرد. در زبان ترکی بیش از ده ساختار برای به وجود آوردن چنین صفتی و بیان منظور خود وجود دارد که به چند نمونه در اینجا اشاره می شود:ایمتیل/۴: ساریمتیل (مایل به زرد ، زرد خفیف) ، گؤیومتول (آبی کمرنگ ، آنچه متمایل به رنگ آبی باشد) ، قارامتیل (متمایل به سیاهی)سوو: اوزون سوو (کمی بلند ، متمایل به بلندی) ، دلی سوو (متمایل به دیوانگی ، کمی دیوانه)شین: قاراشین (متمایل به سیاهی) ، آغشین (متمایل به سفیدی)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۱ ساعت 1:29 توسط مجیدpashangpour
|