سيستم آوايي-مفهومي درتركي آذربايجاني
زبان تركي آذربايجاني داراي خصوصيات منحصر به فردي است كه اين خصوصيات مي توانداين زبان رانه تنهادرميان تمامي زبانهاي اورال-آلتاييك،باكه تمامي زبانهاي موسوم به هندواروپايي نيزدرجايگاه ممتازمي تواندعبارت ازجايگاه محوري ومرجعيت داشتن درتحقيقات زبانشناسي وتحقيقات علوم شناختي به لحاظ سيستم مندي دروني ساختاري باشد.امامتا سفانه جايگاه اين زبان شناخته شده نيست.به دليل اين شناخته نشدگي نيزهمواره درمعرض دونوع آسيب قراردارد.
اين دونوع آسيب عبارتنداز:
1-آسيب ناشي ازالگويبرداري اززبانهاي ديگر،كه باعث ناچيزجلوه داده شدن قدرت اين زبان مي كردد.مثل ناديده انگاشتن تصنيف تاريخي 200-150«هاوا»(آهنگ-دستگاه)ازسوي عاشيق هاجهت روايت گري وتاثيرآن برشعركه واقعارقابت ناپذيراست.ودرعوض غلّوكردن درموردشعرهاي عروضي فارسي،كه اصلاضرباهنگ اين شعرهاازدرون زبان فارسي درنيامده است.
2-آسيب ناشي ازعوامي گري درتحقيق كه مي تواند ويژگي مردمي بودگي وساختارديناميك اين زبان راازمركزيت توجه آكادميك دوركند.اين كه چرااين زبان ميتواندداراي جايگاه محوري تحقيقي باشدبنابه دلايل زيراست.
1-اين زبان اصولادرمركزيت تاريخي-اجتماعي وجغرافيايي اين زبانها قرارگرفته است.
2-روايت گري شفاهي آن،داراي سيستم دروني،خود-اتكا،پيچيده است.جابجايي ساختاري آن دركمترين حداست.لذاسيستم فولكلوريك آن،كاملاانكشاف يافته وسيستم منداست.(يادآوري ميشود كه تاريخ هرملتي درفولكلورآن تبلورمي يابد.بانگاه به آفرينشگري مردم،ميتوان تاريخ آن ملت راتفسسيرنمود.البته مقصودازتاريخ،وقايع زندگي يك پادشاه نيست؛بلكه صحبت ازپويايي يك جامعه ومردم است.)
3-اين زبان يك زبان التصاقي(Agglutinating)بوده وداراي هارموني مصوتي(Vowel harmony)است كه اين ها ازخصوصيات زبان سومري است،لذاانسجام زباني رامي تواند تاديرينه هاي تاريخ پي گرفت.
4-واماچهارمين مورد،كه كارتخصصي اين نگارنده است يعني سيستم مفهومي درزبان.اينزبان درخودداراي استثنايي ترين سيستم آوايي-مفهومي است؛كه يقيناكم نظيراست.
اين بحث آوايي-مفهومي رابايك مثال شروع ميكنيم.همه ميدانندكه درزبان انگليسي جهت ساختن زمان گذشته درفعل هاي باقاعده ازedاستفاده مي شود.يعني به آخرفعل پسوندedاظافه مي شود،مثلا:work=worked
درزبان تركي نيز،تبديل حال به گذشته به اين صورت است.
ايشله ره م=ايشله ديم.
درزبان فارسي نيزبه اين صورت است.
كارمي كنم=كاركردم.
اگردقت شوددرهرسه اين زبانها،تبديل به گذشته ازطريق صدايdايجاد
مي گردد.پس صدايdداراي بار مفهومي خاصي است كه نشان دهنده قطعيت است.
اين نگارنده به 3تا4صداي داراي مفهوم قطعيت درسيستم آوايي-مفهومي رسيده است،كه درزبان تركي آذربايجاني به صورت كاملا سيستم مندمطرح است.اين صداها عبارتنداز:q-d-b.اكنون اين صداها رابرروي اندام بدن درزبان پي گيري ميكنيم كه كاملاداراي سيستم مي باشند:
صدايd
- ديرناق
- دابان
- ديز
- ديرسك
- دؤش
- دوداق
- ديش
- ديل
- دال
- ديمديك
- دالاق
اگردقت شوددرتمامي اينهاتيزبودگي مشترك است.صداي بعدي كه داراي مفهوم قطعيت باشد،عبارت است ازqكه همين صدارانيزدرزبان تركي برروي اندامهامرورميكنيم:
- قيچ
- قول
- قولاق
- قولپ(قيلپ)
- قيلپين
- قاناد
- قويروق
- قيل
- قيلچيق
- قابيرغا
- قارين
- قورساق
- قورشاق
- قوجاق
- قولتوق
اگردقت شودكاملامشخص است كه اندامهايي كه ازاندام اصلي بيرون مي آيند،بااين صداشروع مي شوند.
سومين صداي داراي مفهوم قطعيت،عبارت است ازbكه اين صداراهم درزبان تركي وهم دراندامهاي بدن پي گيري ميكنيم:
- بالدير
- بود
- بئل
- بيله ك
- بارماق
- باغير
- بوغاز
- بويون
- بورون
- باش
- بئنيز
- بئيين
- بؤيره ك
- باغيرساق
اگردقت شودتمامي اين قسمتها،داراي نوعي گردشدگي بوده وتيزنيستند.باجنبه تيزبودگي آنهاموردنظرنبوده است.
اين مطلب بحث بسيارمفصلي مي خواهدكه بخشي ازاينهادركتابهاي(Deterministically structuring concepts)و(نظام چهاربعدي زبان)ازسوي اين نگارنده مطرح شده است.درآنهابحث شده است كه چگونه واقعه((دان))كه درانگليسي(down)است؛باشروع ازپگاه ميتواندبه عنوان يك واقعه تغييردهنده وباصدايd-tشديداايجادواژه سازي كند.تمامي اينهادرزبان تركي آذربايجاني قابل پي گيري ترازديگرزبانها است.يعني يكي از ويژگي هاي ممتاز تركي آذربايجاني،حفظ ساختارآوايي-مفهومي درخوداست كه البته دراينبيشترازاين،مجال بحث نيست.