شعر هدیه فروغ فرخ زاد
من از نهایت شب حرف می زنم من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف می زنم اگر به خانه ی من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم
شعر هدیه فروغ فرخزاد با ترجمه ي " صمد بهرنگي " :
تؤحفه
من گئجه نين نهايتين دن سؤيله ييرم
من قارانليغين نهايتين دن
و گئجه نين نهايتين دن سؤيله ييرم
منيم اوچون چيراق گتير ، اي مهربان ، بيزه گل سن
وبير پوتوشقا كياوندان
خوشبخت كوچه نين قالاباليغينا باخام .*
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم دی ۱۳۹۱ ساعت 2:24 توسط مجیدpashangpour
|