حروف صامت در ترکی آذربایجانی

  • ب: بيز (درفش كفاشی)، بِل (كمر)، تشبی (نوعی حلوا كه مخصوص ايام عزاست)
  • پ: پوزمَه (پاک‌كن)، ايپ (ريسمان، نخ)، سؤپؤرگه (جارو)
  • ت: تاشبورمه (تخلص شعری)، اَرتَه (صبح زود)، تؤكَنماق (تمام شدن)
  • ج: جيران (آهو)، چاليجی (نوازنده)، كرپيج (خشت)
  • چ: چای (رودخانه)، گِچی‌اَمَن (بزمجه)، قُلچاق يا قُرچاق (عروسك)
  • خ: خِكُو (دماغ‌سوخته)، تُختاق (آرام، با تأنی)، اَرخ (جوی آب)
  • د: دؤگَه (گاو جوان، بزرگ‌تر از گوساله)، سُگؤد (درخت بيد)، دامازلُق (مايهٔ شير)
  • ر: بَرك (سفت)، جرگه (حلقه، اجتماع چند تن)، اگری (كج، دزد)[۴]
  • ز: زای (خراب، گنديده)، زَغنَه (حرص دادن)، اِياز (آسمان بدون ابر)
  • ژ: قيژقه‌ماق (ترشيدن)[۵]
  • س: ساچ (زلف، گيسو)، اسگی (كهنه، قديمی)، تَرس يا ترسَه (برعكس)
  • ش: شيش (سيخ)، پَشَم (ورم، آماس)، قَريش (وجب)
  • غ: ياغ (روغن)، آغله‌ماق (گريستن)، آغو (زهر)
  • ف: فيجيل (تربچه نقلی)، قافا (سبد بزرگی كه از تركهٔ بيد بافته شده باشد)، خاف (پرز)
  • ق: قشقَه (پيشانی‌سفيد)، قاروشقَه (مورچه)، اؤوسه‌ماق (جدا كردن دانهٔ غلات از پوسته)
  • ک: كؤسؤلی (قهر)، اؤرتؤك (لباس، رختخواب‌پيچ)، يِپليك (بادبزن)
  • گ: گؤگَرَنتی (رستنی، گياه)، ايگنه (سوزن)، گيلدير (گرد، مدور)
  • ل: لؤت (عريان)، سالخوم (خوشه ميوه‌جات مانند انگور و خرما)، اؤلچی (پيمانه سنجش)
  • م: مين (هزار)، چامُر (گِل)، اَپريماق (پوسيده شدن پارچه و امثال آن)
  • ن: نُواخ (شيار)، آرشين (متر)، گَلين (عروس)
  • و: ورك (نوعی خار)، آلوش وِريش ( داد و ستد)، توولی (سريع، زود)
  • ه: هنك (شوخی)، يوها (آدم پرخور، از كلمات قديمی)
  • ی: يِم (خوراك دام)، آيی (خرس)، اياق‌قابی (كفش)

حروف مشدّد را می‌توان هم با تشديد و هم با تكرار حروف همسان نوشت: يِددی و يدّی (هفت)، سَققَل و سَقَّل (ريش)، خَرره يا خرَّه (آب گل‌آلود)

مصوتها   :

در زبان تركی علاوه بر شش صائت (مصوت) اَ، اِ، اُ، آ، ای و او، سه صائت ديگر نيز وجود دارد. در ا ين حال مشكل اصلیِ نوشتنِ كلمات تركی با خط عربی رخ می‌نمايد؛ چون خط عربی فونتيك نيست و صدا به جای آنكه در نوشتار كلمات نمايش داده شود، بيشتر به وسيله سايقه ذهنی خواننده كشف می‌شود. [۷] سه مصوت ديگر عبارتند از:

  • اُ Ö (اُ ظريف كه تلفظی بين اِ و اُ دارد): اُگؤد[۸] (نصيحت)، دُوشان[۹] (خرگوش)
  • اؤ Ü (او ظريف كه تلفظی اين ای و او دارد): اؤست[۱۰] (بالا)، گؤزگی[۱۱] (آينه)
  • اي Î (تلفظی بين ای و اِ) قيزيل[۱۲] (طلا)، بيغ[۱۳] (سبيل)، آچيق[۱۴] (باز، روشن) سيرغَه (گوشواره) [۱۵]

توضیحات :

  1. ديوان لغات‌الترك
  2. گویا تلفظ حروف ج و ف در زبان ترکی با شکل امروزین آنها متفاوت بوده است. بدین جهت کاشغری این دو حرف را یک بار در میان الفبای رایج در زبان ترکی و بار دیگر جزو حروف فرعی این زبان (البته با تلفظ عربی) ذکر کرده است.
  3. لغات‌الترک محمود کاشغری
  4. هیچ کلمهٔ ترکی (اصیل) با حرف ر شروع نمی‌شود. گویا در قدیم تلفظ کلماتی که با ر آغاز می‌شود، برای ترکها مشکل بوده است؛ چنانکه برای سهولت تلفظ کلماتی (غیرترکی) که با این حرف آغاز می‌شود، معمولاً به اول آنها حرف الف می‌افزوده‌اند؛ به عنوان مثال در نواحی مختلف ترک‌نشین ایران، رضا به صورت ایرضا، روس به صورت اروس و رشته به صورت اریشته ادا می‌شود.بر این اساس احتمالاً کلمهٔ ترکی اروج به معنی روزه، در اصل شکل تغییریافتهٔ کلمهٔ فارسی روزه است. در قدیم کلمهٔ روز در زبان فارسی به صورت روج هم بیان می‌شده است؛ همچنانکه باباطاهرهمدانی، گفته‌است:
    من آن پیرم که نامم بی قلندر
    نه خان دیرُم نه مان دیرُم نه لنگر
    چو روج آیو بگردم گرد گیتی
    چو شو آیو به سنگی (یا به خشتی) وانهم سر