- قولون سینیغی ،بوینون دور .

  (دست شکسته وبال گردن است )

  << حمایت از وابستگان درمانده وظیفۀ سران قوم است >>

 

22- قونشوم- قونشی اولسا کور قیزیم اره گئدر .

  ( اگر همسایه ام همسایه حسابی باشد دختر کورم شوهر می کند )

  << داشتن همسایه یا خویشاوند خوب اثر بسزائی در مؤفقیت ورفع گرفتاریها دارد >>

 

23- قونشو آشی ،دادلی اولار !

  ( آش همسایه بامزه تر به نظر می رسد )

  << تصور برتری ره آورد بیگانه به ره آورد خود تصوری باطل است >>

 

24- قونشو حقی ،تاری حقی .

  ( حق همسایه حق خداست )

  << انجام تکالیف همسایه جزو واجبات است >>

25- قویون ،قوزو ایاغین باسماز .

  ( گوسفند پای بره را زیر نمی گیرد )

  << رعایت حال هم صنف ضعیف وظیفۀ طبیعی است >>

 

26- گونول ،دوستون تانیر .

  ( میل باطنی دوستی را تشخیص می دهد )

  << باطن انسان ،دوستی واقعی را از دوستی تصنعی تمییز می دهد >>

 

27- مرد ایله الفت قیلان،آخرده بیر گون مرد اولار؛ نامردایله الفت قیلان ،آخر بیابان گرد اولار .

  ( آنکه با مرد انس والفت داشته باشد آخر سر به مرد مبدل میشود و آنکه با نامرد انس والفت داشته باشد آخر سر بیابان گرد (سرگردان) می شود )

  << تو اول بگو با کیان دوستی        سپس با تو گویم که تو کیستی >>

 

28- تای توشووی باب ائله ،گوره ن دئسین هابئله .

  ( همنشین مناسب انتخاب کن تا کسی که می بیند بگوید این چنین (خوب است ) )

 

29- هرزادین تزه سی ،دوستون کهنه سی .

  (هر چیز تازه اش (خوب است) ولی دوست کهنه اش )

 

30- یاخشی دوست قارداشداندا ایره لی دیر .

  ( دوست خوب از برادر نزدیکتر است )