----------------------------------------------------------------

*آتنان قاطر ساواشدی آرادا اِشَه اُؤلدی

*آتووا اِشَه دِمیشم یا دوه وه کوشک؟

نظیر: مگر اسبِ شاه را یابو گفته ام

*آتون دایدور ایشین زایدور

ترجمه: اسبت کره است و کارت زار

*آته آته آوچی گوره گوره گوزچی (نق)

نظیر: کار نیکو کردن از پر کردن است

*آته قرخ یاشیندا تعلیم ویرسن قیامت میدانیندا چاپار

نظیر: در چهل سالگی سنتور یاد می گیره در گور استاد خواهد شد

*آتی آت یانیدا باغلاسان همرنگ اُولماسا هم خوی اُولار

نظیر: آلوچه به آلو نگرد رنگ بگیرد. به من بگو با که آمیزش می کنی تا بگویمت کیستی (حضرت سلیمان)

آت یرینه اِشک باغلاما

نظیر: هر ستوری را اصطبلی دیگر است (مولوی)

لب های اولاغ مثل دهان اسب نیست (چینی)

آتن آریغنا قَری دئیللر ایگیدین یوقسولونا دلی

ترجمه: اسب لاغر را پیر و مرد مستمند را دیوانه خوانند.

 

------------------------------------------------------------------------

*آت اؤلنده ایتین بایرامی دیر

نظیر: به مرگ خر بود سگ را عروسی

آت اؤلنده یری قالار ، آدام اؤلنده آدی

نظیر: آنچه جاوید بماند نام است.

*آت تپیکینه آت دوزه ر

نظیر: رخش باید تا تن رستم کشد

*آت طویله میخی چکر ایکیسین اؤزینه وورار بیرن یره

نظیر: هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی

*آت قاچدی پالان دوشدی

نظیر: کفرش بالا آمد از کوره در رفت

*آت گورنده آغسار ، سو گورنده سوسار

ترجمه: موقعی که اسب می بینه می لنگه موقع دیدن آب تشنش می شه. مراد آنه که بچه طبیعت است.

*آتلانان دوشور شوخوم باغیندا

نظیر: یک دم نشد که بی سر خر زندگی کنیم.

مورد استعمال: امان از دست این مهمان ناخوانده

*آتلیله پیاده نین سوداسی اولماز

ترجمه: پیاده و سواره معامله شان سر نمی گیرد.

*آت مینمیش اؤرگده ر دون یریش

ترجمه: اسب سواری می آموزد و قبا طرز راه رفتن

*آتنان ، آروادا اعتبار یوخدور

نظیر: اسب و زن و شمشیر وفادار که دید (اسکندر رومی)