دیوار اوجالدی گون بیزه دوشمه دی
دیوار اوجالدی گون بیزه دوشمه دی
زیندان قارالدی گوز-گوزی سئشمه دی
گوندوز گوزی منیم لامپام گئشمه دی
سئل ده باسدی ائممیز دولوب گول اولدی
چوخ یازیگین ائوی چونوب چول اولدی
دیوار بالا رفت و آفتاب به ما نتابید
زندان تاریک گشت و چشم ، چشم را ندید
در روز روشن هم چراغ من خاموش نشد
سیل هم آمد و خانه ی ما را فراگرفت و به مردابی مبدل کرد
و خانه ی بسیاری ار مردمان بیچاره تبدیل به بیابانی شد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 0:35 توسط مجیدpashangpour
|